به نام خدا
خبر نامه ی شماره ی 3 آذر ماه 89
گروه آموزشی ادبیات فارسی
منطقه ی آموزش وپرورش کهریزک
ضمن عرض سلام وخسته نباشید حضور محترم همکاران گرامی موضو ع خبر نامه ی این شماره را متمم وانواع آن در نظر گرفته ایم که امیدو اریم در امر تدریس مبحث"متمم "
مورد استفاده ی شما سروران قرار بگیرد.
تعريف متمم : هرگاه اسمي به كمك حرف اضافه وارد ساختار جمله شود متمم نام دارد. متمم مي تواند مربوط به اسم ،صفت ،فعل يا اجزاي ديگر باشد .
در اين جا به بررسي انواع متمم مي پردازيم :
متمم فعل : 1- متمم اجباري فعل : جزء اجزاي اصلي جمله است زيرا ساختار دستوري ومعناي جمله در صورتي كه فعل جمله جمله گذرا به متمم باشد ، بدون آن كامل نيست
2- متمم اختياري فعل : معناي جمله را كامل تر مي كند وحذف آن ساختار جمله را بر هم نمي زند .به همين دليل اين متمم متمم قيدي گفته مي شود .
تشخيص متمم : براي تشخيص متمم بايد حروف اضافه را خوب بشناسيم ، چون بسياري از آن ها به همراه متمم قيدي وبرخي از آن ها ميان متمم قيدي و متمم هاي اجباري مشتركند .
حرف هاي مشترك بين متمم قيدي ومتمم اجباري : به ، از ،با ، در ،بر ،يراي ( كه البته حروف در ،بر وبراي كم تر كاربرد دارند .
مثال : آن ها با كم ترين امكانات با همه ي مشكلات جنگيدند .
كم ترين امكانات : متمم قيدي همه ي مشكلات : متمم فعلي
ساير حروف با متمم هاي قيدي همراه مي شوند .
انواع حروف اضافه : 1- حرف اضافه ي ساده : به ،با ، از ، بدون ، جز( به جز ) ، تا ، مانند ، مثل ،چون ( = همچون ) در،، بر ، براي
2- حرف اضافه ي مركب : پر كاربرد ترين ساخت حرف هاي اين نوع حروف عبارتند از :
- حرف اضافه ي ساده +اسم + _____ : به دنبال ِ، به علت ِ ، به خاطر ِ به عنوان ِ ، به منظور ِ و.....
ِ
مثال : از امروز آقاي كريمي به عنوان ِ خبر نگار به كا ر خواهند پرداخت . خبرنگار : متمم قيدي
- از +اسم + ____ : از نظر ِ ،از حيث ِ ،از سر ِ ، از جهت ِ ،و.....
ِ
مثال : از نظر ظريب هوشي از بقيه ي دانش آموزان بالاتر است . ظريب هوشي : متمم قيدي
- در + اسم +____ : درباره ي ، در مورد ، در باب ِ ، در خصوص ِ در حدود ِ و....
ِ
مثال : در ظرف ِ چند روز آينده تصميم نهايي گرفته مي شود .
- بر + اسم + __ : بر سر ِ ،بر پايه ي ، بر اثر ِ بر ضد ِ ، بر طبق ِ و...
ِ
مثال : او بر اثر بيماري درگذشت . بيماري متمم قيدي
- با + اسم + ____ : با وجود ِ ، با احتساب ِ ، با حساب ِ و...
ِ
مثال : با وجود خستگي كار مي كرد. خستگي : متمم قيدي
- اسم / صفت + حرف اضافه : غير از ، جدا از ، گذشته از ، نسبت به ، بنا به ، جدا از و.....
مثال : اين نمره ي شما نسبت به نمره ي قبلي بهتر شده است . نمره ي قبلي : متمم قيدي
حذف حرف اضافه : گاهي حرف اضافه از زنجيره ي كلام حذف مي شود كه بيشتر در گفتار صورت مي گيرد وبيشتر در شعر وادب و نوشتار هاي رسمي
مثال : من الان شيرازم يعني : من الان در شيرازم يا : يكي تازي اي برنشسته سيا ( بر تازي اي)
- حذف حرف اضافه از ساختار حرف اضافه ي مركب : در ضمن ( ضمن ) ، به جاي ( جاي )
بر ضد ( ضد ) ،به غير ( غير ) ،ضمن درس به دانش آموزان نگاه مي كرد .
نكته : هرگاه حرف اضافه اي كه متمم قيدي را همراهي مي كند حذف شود ، متمم قيدي به تنهايي گروه قيدي به حساب مي آيد .
مثال : به كجا مي روي ؟ : به كجا مي روي ؟
اوايل فصل بهار درخت خانه ي ما پر از شكوفه مي شود . ( در اوايل فصل بهار )
متمم ها ي اجباري : به متمم ضروري وهميشگي فعل هاي گذرا به متمم كه به همراه حرف اضافه ي اختصاصي اين فعل ها مي آيد ؛ متمم اجباري مي گوييم .
متمم اجباري جزء اجزاي اصلي جمله است .اما متمم هايي كه براي توضيح بيشتر در باره ي فعل وجمله وارد ساختار جمله مي شوند متمم اختياري يا قيدي مي گوييم ، كه در نمودار نمي آيند.
مثال : حدودا" در هر ساعت پنج كشتي از تنگه ي هرمز براي انتقال نفت مي گذرد .
حدودا " ، هر ساعت ، انتقال نفت : متمم هاي قيدي هستند . تنگه ي هرمز : متمم اجباري يا فعلي
نكته : متمم بايد در ساختار جمله قرار بگيرد . وفعل است كه اجزاي جمله را مشخص مي كند .
مثلا " : حسن به كار پرداخت : 3 جزيي با متمم
حسن قرضش را به بانك پرداخت : 4 جزيي با مفعول ومتمم
در اين جا مهم ترين فعل هاي گذرا به متمم را مرور مي كنيم :
فعل هاي گذرا به متمم با حرف اختصاصي" به" :
الف ) ساده : نازيدن ، باليدن ( به معني افتخار كردن ) پرداختن ، نگريستن ، خنديدن ( به معني مسخره كردن ) و.....
ب) پيش وندي : برخوردن ،برگشتن ، باز گشتن و...
پ )مركب : پي بردن ،سرزدن ، گوش كردن ، خوگرفتن ، دست زدن ( اقدام كردن ) و....
فعل هاي گذرا به متمم با حرف اختصاصي " از" :
الف ) ساده : ترسيدن ،پرهيزيدن ، گريختن ،ناليدن ( شكايت كردن ) ، هراسيدن ، رنجيدن و....
ب) پيش وندي : دررفتن ، باز ايستادن ، باز ماندن ،واماندن و....
پ) مركب : سر درآوردن ،يكه خوردن ، بالا رفتن ، دل كندن ، دست كشيدن و....
فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي اختصاصي " در " :
الف ) ساده : بودن ،گنجيدن ، لميدن ، ماندن و....
ب) پيش وندي : درماندن ،فروماندن ، فرورفتن ، غوض كردن و....
پ)مركب : حلقه زدن ، كمين كردن ،قرار گرفتن و....
فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي تخصصي " با " :
الف ) ساده : ستيزيدن ، جنگيدن ، ساختن ( سازش كردن و كنار آمدن )
ب) پيش وندي : در آويختن ، در آميختن ، در ساختن ( سازش كردن وكنار آمدن )
پ ) مركب : كنار آمدن ، گرم گرفتن و.....
فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي تخصصي " بر " :
ساده : چربيدن ، شوريدن و....
ب ) مركب : پا گذاشتن و...
تعداد فعل هايي كه متمم مي طلبند در فارسي زياد نيست واين فعل ها بر دو دسته هستند :
1- فعل هايي كه علاوه برنهاد تنها متمم مي گيرند وحرف اضافه ي تخصصي هم مي گيرند ، در اين مورد بايد دو نكته را در نظر بگيريم :
الف ) كاربرد امروزي اين فعل ها مد نظر است نه كاربرد تاريخي آن ها مثلا " پرداختن در گذشته با حرف " از " به كار مي رفته است : چون شير از كار گاو پرداخت كه به معني فارغ شدن است
يا گرفتن با حرف " بر " : ارخصم خطا گفت ، نگيريم بر او
كه اين فعل ها در حوزه ي زبان شناسي تاريخي بررسي مي شوند .
ب) تعدد حرف اضافه ي ويژه ي در اين نوع فعل ها بسيار كم است ( بريدن از ،ارزيدن به ،انجاميدن به و...)
2- فعل هايي كه به جز نهاد ومفعول متمم مي گيرند كه نقش نماي مفعولي ومتممي را با هم دارند : اين فعل ها 2 دسته هستند :
الف ) فعل هايي كه در اصل گذراي مفعول دار هستند وبا افزودن تكواژ " ان " گذراي سببي ( متمم مفعول دار ) مي شوند والبته خودشان بر دو نوعند :
- فعل هاي 3 جزيي با متمم كه با تكواژ " ان " مي آيند وجمله هاي چهار جزيي مي سازند وجز افزوده ي آن ها مفعول است مانند : برگرداندن ( را – به )، رهاندن ( را – از )
گنجاندن ( را –در )
- بعضي از فعل هاي گذراي با مفعول كه پس از اضافه كردن تكواژ " ان " جمله هاي چها جزيي مي سازند و جزء افزوده ي آن ها متمم است . مانند : پوشاندن ( را – به ) خوراندن ( را – به ) و...
ب) فعل هاي مفعول ومتمم داري كه سماعي هستند مثلا " : اين اوقاف ومساجد رنگ مذهبي خاصي به شهر مي داد . به شهر : متمم ، مي داد: فعل ،رنگ مذهبي خاصي : مفعول ، اين اوقاف ومساجد: نهاد
نكته ي اساسي : گاهي اين مشكل پيش مي آيد كه آيا متمم به فعل مربوط مي شود يا به يكي ديگر از اجزاي جمله . اين تصور بيشتر در فعل هاي مركب به نظر مي رسد در اين صورت بايد به موارد زير توجه كنيم :
الف ) آيا فعل مركب است ؟ ( در صورت مركب بودن جاي شبهه اي بين فعل ومتمم باقي نمي ماند )
ب) آيا جزء پيش از فعل از گروه اي اسمي متمم خواه است ؟ دراين صورت مي توان نتيجه گرفت كه متمم به آن جزمربوط مي شود .
ج) اگر فعل ساده باشد وجزء همراه نيز متمم خواه نباشد در آن صورت متمم قيدي است . مثلا " در نمونه هاي زير :
استفاده كردن از ،اشاره كردن به ، دعوا كردن با ، نبرد كردن با ، توصيه كردن به و....
گاه متممي كه پس از حرف اضافه مي آيد ، اگرچه پس از فعل بيايد به اسم پيش از فعل مربوط مي شود چون با كسترش دادن اسم از سمت چپ ، بين آن اسم وفعل ، فاصله ي زيادي واقع مي شود
مثال : استفاده ي مناسبي از اين كتاب كرد ( استفاده : اسم اين كتاب : متمم اسمي
دعواي سختي با پسرش كرد . يا : علاقه ي شديدي به بازي هاي محلي داشت
مصاحبه ي مفصلي با سر دبير مجله كرد .
گروه هاي اسمي مي توانند متمم هايي را به خود اختصاص بدهند چنين متمم هايي اجباري هستند اما نه براي فعل بلكه براي اسم ضرورت دارند . كه مهم ترين آنها را ياد آور مي شويم :
- متمم مسند : مثال : لحن حافظ خالي از طنز نيست . طنز : متمم مسند ( خالی )
مثال:
مورخان مغرض ومتملق بدل به وسیله ای می شوند برای توجیه وحتی ستایش هر کشتار وستمی .
بدل : مسند وسیله ای : متمم بدل ( مسند )
نکته : این متمم همان است که در دستور های سنتی بانام تمیز وبرخی با نام مکمل آورده اند .
هنگامی که مشند صفت برتر باشد ، وجود متمم کاملا " اجباری است ، مگر آن که به قرینه حذف شود . مثال : این گونه تاریخ نویسی برای نتیجه ای که مورخ می خواهد در سیاست وکشورداری واخلاق بگیرد ، مناسب تر--- است . ( مناسب تر : گروه اسمی )
مثال: درفرهنگ گذشته ، شاخه ای که ازهمه ریشه دارتر بود ، مذهب بود .
ریشه دارتر : مسند ازهمه : متمم مسند
- متمم صفت : صفت ها گاه برای تکمیل معنا نیاز به متمم دارند . این متمم جزء اجزای اصلی جمله به حساب نمی آید . مثال : لیوان پرازآب ، انسان ِ عاری از تعهد انسان ِ معتقد به اسلام و...
نیاز به متمم برای صفت وقتی محسوس است که از نوع صفت برتر باشد .
مثال : می بینید که مشکل ما چیزی کمتر از ایجاد یک تحول عظیم وعمیق اجتماعی نبست .
کمتر : صفت برتر ایجاد یک تحول عظیم وعمیق اجتماعی : متمم صفت
نکته 1 : تمام متمم های صفت تفضیلی یا مسند تفضیلی یا قیدتفضیلی امروزه با حرف اضافه ی ( از ) همراهند . تنها در بعضی موارد نادر به جای ( از ) ، ( تا ) می آید که آن هم قابل تعویض است مگر زمانی که احتمال کژ تابی در ابلاغ پیام وجود داشته باشد که ( تا ) مرجّح است .در کاربرد های زیر فرقی بین ( تا ) و ( از ) نیست .
مثال : این خانه بزرگ تر است تا / از آن خانه ی قبلی .
اما در مورد زیرکاربرد حرف (تا ) بهتر است :
اوبرود بهتر است تا شما .
نکته 2 : پاره ای از واژ ه ها اگر در کاربرد ، نقش نمای اضافه ( = ِ ) بگیرند ، دیگر حرف اضافه نخواهند گرفت وجمع حرف اضافه و نقش نمای اضافه در کنار هم ، خلاف زبان معیار است : همراه ِ شما ، نیاز مند ِ راهنمایی ، مشغول ِ کار ، مانند ِ ماه و ......
توجه داشته باشیم که کاربرد همراه ِ با شما ، نیاز مند ِ به راهنمایی و.... نادرست است .
- متمم قید : قید ها نیز گاه به متمم نیاز دارند ، به ویژه هنگامی که از نوع قید تفضیلی( برتر ) یا در حکم آن باشند .مگر آن که به قرینه از روساخت حذف شوند .
مثال: مغول ها پس از فتح ایران با تمدنی وسیع یش رفته روبرو شدند . فتح ایران : متمم قیدی
مثال: بی همه ی این تجملات زندگی می توان کرد وبهتر ---- هم زندگی می نوان کرد .
( بهتر : قید تفضیلی است که متمم آن محذوف است )
واژه ها ی زیر وقتی جایگاه قیدی را در جمله اشغال کنند،معمولا" متمم می گیرند:
بیرون ( از ) ، بعد تر /بعد ( از ) ، جلوتر ( از) ، پیش تر / پیش ( از ) ، بیستر / بیش ( از ) ،
پس ( از ) ،قبل ( از ) ، بدتر ( از ) ، به /بهتر ( از ) ، آن سو تر ( از ) و همه ی واژه های
دیگری که با وند صرفی ( تر ) همراه شوند ودر جایگاه قید قرار گیرند .
- متمم های مسندی ( مسند های متمم ) :
غرض از این عنوان ، مسند هایی هستند که به شکل متمم ظاهر می شوند ، چون گاهی مسند دربافت جمله به این شکل ساخته می شود : حرف اضافه + گروه اسمی
از نظر صوری چنین گروه اسمی ای متمم نام دارد واز مجموع آن وحرف اضافه همراه ، مسند ساخته می شود :
خفاش هم از رده ی پستانداران است وهم از رده ی پرندگان .
" رده ی پستانداران " ورده ی پرندگان : مسند ( حرف اضافه + متمم ) که معادل جمله ی زیر است :
خفاش هم پستاندار است وهم پرنده .
می کفتند که جنگ های محمود برای انتشار اسلام است . برای انتشار اسلا م : مسند ( حرف اضافه + متمم ) یا : ارتش مغول از کسان واقوام خان بود . از کسان واقوام خان : مسند ( حرف اضافه + متمم)
- متمم های قیدی ( قید های متممی ) :
منظور از متمم های قیدی آن دسته از از قید ها هستند که به شکل متمم ظاهر مشوند ،زیرا برخی قید ها چنین ساختمانی دارند : حرف اضافه + گروه اسمی . این گروه های اسمی را هم از آن رو که پس از حرف اضافه می آیند متمم می نامند اما در جمله جایگاه قید را اشغال می کنند .
این ها هیچ حقی وسهمی در حکومت برای خود قائل نبودند. برای خود : متمم قیدی
مغول ها می دانستند که از جای دیگر آمده اند از جای دیگر : متمم قیدی
بعد از شام مارا به دیدن موزه ی خود برد. دیدن موزه ی خود : متمم قیدی
برخی از شبه جمله ها نیز متمم می گیرند ومعنایشان را با آن کامل می کنند . در این کاربرد نیز یک حرف اضافه عامل پیوند میان شبه جمله ومتمم است ،در این جا هم متمم به شبه جمله مربوط است وبخش اجباری آن است نه از اجزای اصلی جمله یا فعل .
آفرین بر شما ( شما : متمم آفرین که شبه جمله است می باشد.)
مرحبا به این شجاعت ، بارک الله بر تو ، بدا به حال او اگر این موضوع حقیقت داشته باشد ،
، فریاد از این همه بی عدالتی !امان از حرف مردم و...
( که تمام این متمم های مشخص شده به صوت ( شبه جمله ) بر می گردند .
- متمم اسم : بسیاری از اسم ها در زنجیره ی سخن به متمم نیاز دارند . متمم های اسم گاه آن جنان با اسم همراهند که گویی جزیی از آن اند وبدون آن نمی توانند نقش خود را در جمله ایفا کنند .
شماره ی اسم های متمم طلب بسیار زیاد است . در اهمیت این جستار همان بس که بدانیم مثلا " کلمه ای مثل " تنفر " در فارسی امروز فقط با حرف اضافه ی " از " می آید یا "گفتن " امروزه حف اضافه ی " به " می گیرد وحال آن که در گذشته حرف اضافه ی آن " با " بوده است .
- این نوع متمم که به اسم مربوط هستند ،اسم آن ها خود درجمله ممکن است نقش نهادی ،متممی ، مفعولی ، و...داشته باشد .
- میان اسم وومتمم آن گاهی فاصله ی بسیار است وگاهی یکی از آن دو در جای مورد انتظار خود نیامده است :
مثال: این مسئله با روش های تحقیقی که در دسترس علمای روان شناسی است ، قابل تحقیق واندازه گیری است .
اسم متمم اسمی
- بخشی از اسم هایی که متمم می گیرند آن هایند که با ممیز می آیند ، متمم در این حالت همیشه جمع است . حرف اضافه ی این گروه همیشه " از " است :
- دوسه تا از آن ها ، دو سه فروند ازکشتی ها ، چند نفری از دوستان ، یکی دوتا از باغ ها ، شش قبضه از تفنگ ها ، پنج اصله از درخت ها و....
- پاره ای از اسم ها هم بدون ممیز متمم می گیرند ،این متمم نیز نشانه ی جمع می گیرد ،این گروه نیز با حرف اضافه ی " از" می آیند : عده ای از ، بعضی از ، بخشی از ، کسی از ، اندکی از ، مقداری از ، خیلی از ، کسانی از و....
- در گروه های اسمی زیر ( عددهای کسری ) وجود متمم اجباری است ،اما وجود حرف اضافه اختیاری است .ازاین رو درصورت حذف حرف اضافه ،نقش نمای اضافه به جای آن می آید ومتمم نیز به شکل مضاف الیه اسم پیش از خود ظاهر می شود :
- یک چهارم از باغچه را بیل زده ام = یک چهارم ِ باغچه
- یک صدم از درآمد سرشارش را نیز خرج نمی کند =یک صدم ِ درآمد.......
بیشترین حرف اضافه ای که درمتمم های اسم مورد استفاده قرار می گیرند ، حرف ( از=31درصد) ،( به =29درصد) ، ( با=19 درصد)، ( در=5درصد ) ،( بر=4درصد ) وحدود 12 درصد بقیه ی اسم ها نیز دو حرف اضافه دارند.
در این جا به برخی از اسم ها که متمم می گیرند با حرف اضافه ی آن ها اشاره می کنیم :
آشتی با ، آگاهی به / از ، ابلاغ به ، اتکا به ، احترام به احتیاج به ، اختلاف با ، ارتباط با ، استخراج از ، اشاره به، اطاعت از ، اعتیاد به ، اقدام به ، انتقال به / از ، بازدید از ، بهره مندی از ، بستگی به ، اطمینان به / از، اعزام به ،انطباق با / بر ،ایراد گرفتن به / از /بر ،پاسخ به ، پرخاش به ،تجاوز به / از ،تحویل به ،تفهیم به ،تمایل به ،تناسب با ،توسل به ،جواب به ، قرار با ،ملاقات با،مهارت در ، وفا به ، وحشت از ،نگاه به ، همراهی با،یاد از ،نیاز به ،نزاع با ،مصاحبه با ، مکاتبه با ، مواجهه با مسافرت به و.......
منابع : 1- ناگفته هایی در باره ی متمم از غلامرضا عمرانی ، مجلات رشد آموزش زبان وادب فارسی ، سال چهار دهم ، زمستان 78 .
2- راهبرد های یاددهی ویاد گیری زبان فارسی ،هامون سبطی وغلامرضا عمرانی ،انتشارات مبتکران.
گروه آموزشی ادبیات فارسی
منطقه ی کهریزک