X
تبلیغات
گروه ادبیات منطقه کهریزک

گروه ادبیات منطقه کهریزک

مطالب مورد نیاز معلمان ادبیات

سوالات مسابقه ی ادبی 90دبیران زبان وادبیات فارسی منطقه کهریزک

باسمه تعالی

سوالات المپیاد علمی دبیران زبان وادبیات منطقه ی کهریزک – مورخ :28 / 1 1390

منبع : سبک شناسی شعر از سیروس شمیسا ،انتشارات فردوس ، چاپ اول ، 1374

مهلت ارسال پاسخ ها : ۱۷/ 2/ 90

 لطفا پاسخ های خود را از طریق آموزشگاه به گروه آموزشی ادبیات فارسی ارسال فرمائید .

                                                                با تشکر  سرگروه آموزشی ادبیات فارسی

1-     واضع رباعی را چه کسی دانسته اند ؟

1- رودکی         2-عنصری      3- خیام       4- محمدبن وصیف

 

2-     دو رکن عمده ی فکری ادبیات سبک خراسانی عبارتند از :

1- پست بودن مقام معشوق    2- روحیه حماسی واعتقاد به تساهل وشادباشی

3- کاربرد صنایع بدیعی       4- مدح وستایش

 

3-     مبدع مکتب واسوخت را  چه کسی می دانند ؟

1- وحشی بافقی     2- صائب تبریزی     3- فرخی یزدی     4- قطران تبریزی

 

4-     کدام یک از موارد زیر از ویژگی های شعر " لحظه ها ونگاه " نیست ؟

1- معمولا" دوبیتی است                                        2- مبتنی برتشبیه است 

  3- معمولا" فعل دیدن در آن به کار می رود .            4- این شعر خاص شاعران عهد سلجوقی است .

 

5-     کدام یک از موارد زیر از علل تغییر سبک خراسانی به شمار نمی رود؟

1- اختلاط مردم خراسان وعراق                           2- رواج تصوف وفعالیت صوفیان  

   3- از بین رفتن نهضت شعوبیه                           4- رفاه اقتصادی

 

6-     این سبک در ربع قرن دهم شکل گرفت ودر نیمه ی دوم همان قرن به اوج خود رسید وتا ربع قرن یازدهم ادامه داشت ومعمولا" لسانی شیرازی را واضع این مکتب ذکر کرده اند .

1- مکتب وقوع      2- سبک هندی     3- مکتب واسوخت        4- نهضت بازگشت

 

7-     کدام یک از مختصات زبانی شعر قرن ششم نیست ؟

1- وفور ترکیبات نو                                    2- ورود لغات نو  

  3- وفور لغات واصطلاحات عربی                4- اشاره به قرآن وحدیث وضرب المثل عربی 

 

8-     توجه به ادب عرب از چه دوره ای مرسوم شد وچه کسی در این راه افراط کرد ؟

1- از دوره غزنوی – منوچهری                  2- از دوره غزنوی – امیر معزی

3- از دوره سلجوقی – ظهیر فاریابی             4- از دوره سلجوقی – انوری

 

9-     منظور از " صوفی دجال فعل ملحد شکل " در این بیت از حافظ کیست ؟

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل   /  بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

1- امیر مبارزالدین    2- شاه منصور     3- امیر تیمور لنگ   4- سلطان اویس

 

10- کدام یک جزءشاعران گروه تلفیق نیست ومورد توجه حافظ نبوده است ؟

1- سلمان ساوجی      2- ناصر بخارایی   3- عماد فقیه کرمانی 4- شاه نعمت الله ولی

 11- شعراوحد واسط سبک حافظ وصائب وکلیم است وبه او حافظ کوچک می گفتند :

  1- با با فغانی             2- محتشم کاشانی    3-سلمان ساوجی    4- شرف جهان قزوینی

 

 12- با توجه به بیت زیر کدام یک از گزینه ها نادرست است ؟

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد / دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

1-     شیطان از رند قرآن خوان گریزان است .

2-     شیطان به کسانی که قرآن می خوانند نزدیک نمی شود .

3-     زاهد حکم شیطان را دارد که از حافظ قرآن خوان فراری است.

4-     شیطان از قرآن خوانان ریایی که از او شیطان ترند می ترسد ومی گریزد.

 

13 - کدام یک از گزینه های زیر درباره ی غزل  سعدی نادرست است؟

1-     غزل سعدی ادامه منطقی سنت تغزل وغزل به معنای حقیقی واصلی خود وغزل قبل از اوست .

2-     از مختصات مهم فکری غزل وی پیوند عمودی استوار بین ابیات اوست

3-     سعدی به سادگی وروانی شاعران سبک خراسانی نظر داشته است.

4-     غزل او بیشتر سیاسی واجتماعی وتاریخی است که  در بافتی عاشقانه مطرح می شود.

 

14  - تنها وجه مشترک مکتب وقوع با سبک هندی در چیست؟

1- زبان عامیانه                     2- توجه به مسائل بدیعی وبیانی  

3- درون گرا بودن                 4- دنباله روی از سبک عراقی

 

 15- شاعران کدام دوره در حقیقت نخستین سبک شناسان ایران محسوب می شوند ؟

1- شاعران شعر سپید   2- شاعران شعر موج نو    3- شاعران دوره بازگشت   4- شاعران سبک هندی

 

 16- قالب شعر در سبک هندی ........  است .

1- غزل         2- بند            3- دوبیتی                4- تک بیت

 

17- در مقایسه ی شعر نو وشعر سنتی در سطح مختصات ادبی کدام گزینه نادرست است ؟

1-     در شعرسنتی واحدشعربیت ولی درشعرنوواحدشعربنداست.

2-     در شعرسنتی ابهام ولی درشعرنوتعقید دیده می شود.

3-     درشعر سنتی مصراع ها مساوی ولی در شعر نو نا مساوی بودن مصرع ها دیده می شود .

4-     در شعر سنتی تشبیهات واستعارات کلیشه ای ولی در شعر نو تشبیهات واستعارات نو هستند .

 

18- این توضیح در مورد کدام نوع شعر است؟

شعری است که با منطق نثری مطلبی را بدون استعانت از فنون شعری ( بیان وبدیع ) بیان می کند ووزن عروضی دارد ودر حقیقت از دیدگاه نقد ادبی باید بدان نظم گفت .

1- شعر کنایی              2- شعر طرحی       3- شعر حرفی      4- شعر موج نو

 

19- کدام یک از شاعران را به ترتیب سعدی هندوستان وکدام را طوطی هند نامیده اند ؟

1- حسن دهلوی – امیر خسرو دهلوی                2- امیر خسرو دهلوی – حسن دهلوی

2- امیر خسرودهلوی- صائب                           4- صائب – امیرخسرودهلوی

 

20- این سخن از کیست ؟ " شعر آن است که چیزی بگویند وتو چیزی دیگر بفهمی ."

       1- رابرت فراست        2- اریک ائورباخ        3- شارل بالی      4- لئواسپیتزر

 

                                                                          با آرزوی توفیق روزافزون

                                                         کارشناسی تکنولوژی وگروه های آموزشی

                                                         گروه زبان وادبیات فارسی منطقه کهریزک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 14:1  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه فروردین ماه 1391

         

جو سازمانی مدرسه و رهبری و هدایت کلاس درس

پیشگیری از رفتارهای نامطلوب دانش آموزان در کلاس درس،پیامدهای منفی تنبیه، رفتار مثبت معلم

جوّ مطلوب در کلاس درس و پاسخگویی به نیازهای ویژه دانش آموزان

با نگاهی به مدارس و توجه بیشتر به روش عمل آنها خواهید دید که با وجود تفاوت های بسیار اندک در ساختار و شکل مدارس و نیز یکسان بودن مواد و کتب درسی، تفاوت های زیادی بین مدارس و سطح درسی و نتایج دانش آموزان آنها مشاهده می شود. پس با اندکی تأمل می توان فهمید که عاملی دیگر وجود دارد که موجب می شود سطح درسی، حال و هوای مدرسه و روابط بین فردی در این مراکز آموزشی متفاوت شود.
در سالهای اخیر تحقیقاتی انجام شده است که تأثیر برخی ابعاد غیر درسی را بر رشد جنبه های آموزشی و شخصیتی دانش آموزان اثبات کرده است. اموری همچون رابطه بین فردی دانش آموزان، رابطه میان آنها و معلمان و مدیران، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و بسیاری مسائل دیگر در تحصیل و موفقیت دانش آموزان بسیار مؤثرند. بدون تردید مدیران و معلمان بیش از هر عامل دیگر در به وجود آوردن جوّ مناسب در مدرسه و کلاس مؤثرند و رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان وابسته به جوّ سازمانی مدرسه است.

رهبری و هدایت کلاس:
معلم برای اداره مطلوب کلاس به دو مهارت مهم احتیاج دارد، یکی برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان و دیگری، مدیریت کلاس.برای کمک به معلمان در ایجاد جوی آرام و مطلوب در کلاس، چهار راهبرد پیشنهاد می شود:
الف) پیشگیری از رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس.
زیرا پیشگیری بهتر و آسان تر از درمان است. برای این کار معلم باید مسائلی را که موجب قطع توجه و ارتباط آموزشی در کلاس می شود شناخته و آنها را خنثی نماید. کاوینگتون (1999) در رابطه با این کار، نکات زیر را توصیه می کند:
  1- در بعضی مواقع با عوامل بی نظمی کلاس باید به طور انفرادی ارتباط برقرار کرده و از دلایل آنمطلع شوید.
  2- رفتارها و فعالیت های برهم زننده نظم را مشخص و آن را به صورت قوانین در کلاس مطرح کنید. مثلا: کثیف کردن دیوار ها قدغن است.
  3- منتظر برخی رفتار های غیر قابل پیش بینی باشید و میزان توانایی برخورد خود را با آنها بسنجید.
  4- دانش آموزان باید رفتارهای مطلوب معلم را باید بدانند. مثلا: دوست دارم برای صحبت، اول دست خود را بلند کنید.
  5- به رفتار های نامطلوب، واکنش جدی نشان دهید. زیرا بی توجهی به این امر موجب نا کارآمد جلوه کردن شما در نظر آنها می شود.
  6- در شروع کار، قوانین و ضوابط کلاس را مشخص و مطرح کنید و سعی کنید آنها، روشن و قابل اجرا باشند.
  7- قوانین باید قابل درک باشند، برای کلاسهای ابتدایی قوانین ساده و کلی تر و برای کلاسهای بالاتر قوانین پیچیده تر.
  8- کلاس درس را در آغاز با جدیت شروع کنید و متعاقب آن آزادی بیشتری به دانش آموزان بدهید، زیرا کنترل آنها پس از دادن آزادی های بسیار در آغاز، مشکل است.
  9- یادگیری را با اهمیت و معنی دار کنید تا دانش آموزان علاقمند شده و خسته نشوند.

علل رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس امور مختلفی همچون: خستگی از درس و بحث معلم، استقلال طلبی در مقابل معلم، جلب توجه و یا سردرگم بودن نسبت به انتظارات و قوانین کلاس، می تواند باشد. کانین (1970) با مقایسه رفتار معلمان در این زمینه، دریافت که آنچه مهم است اقدامات پیشگیرانه است. او سه ویژگی برای اقدامات پیشگیرانه مطلوب  در نظر گرفت:
  1) نظارت: معلم به طور فعال بیش از یک دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و برای همه فعالیتی مشخص کند.

2) پاسخ مقتضی و مناسب به رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس: این کار برای پیشگیری از رفتار های بعدی صورت می گیرد و راهبرد های زیر به ترتیب میتواند در این امر مؤثر باشد:
     1- معلم در حین تدریس، نگاهی خیره و کوتاه مدت به دانش آموز خاطی داشته باشد.
     2- از شیوه بیان غیر مستقیم استفاده کند.
     3- به شکل تصنعی از شخص خاطی سوال کند. (چرا به جای شرکت در کلاس به کار دیگری مشغولید؟)
     4- از شیوه بیان مستقیم استفاده کند.
     5- الگو سازی رفتار مطلوب با اشاره به دانش آموزان دیگر.
     6- شیوه اصلاح رفتار، یعنی پاداش به رفتار های مطلوب و نادیده گرفتن رفتار های نامطلوب.
     7- منزوی کردن یا اخراج کردن دانش آموز خاطی.
  3) ارائه پاسخهای راهبردی به رفتار های نامطلوب دانش آموزان: با استفاده از نگرش انسان گرایانه، مذاکره منطقی با دانش آموزان، و استفاده از تحلیل کاربردی رفتار (بحث تقویت و پاداش).

تنبیه و پیامد های آن
تنبیه کاری است نامطلوب و مربیان تربیتی هرگز این شیوه را برای جلوگیری از رفتار نامطلوب و تنظیم مدیریت کلاس توصیه نمی کنند. اگرچه تجربه عمومی نشانگر آثار کوتاه مدت آن است اما متخصصان امر نگران آثار جانبی آن هستند. زیرا: تنبیه ممکن است بیش از حد تعمیم یابد و رفتار های دیگر دانش آموز را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ در صورت تکرار، اثر خود را از دست بدهد؛ و ایجاد احساس «درماندگی» و ناتوانی در دانش آموزان نماید. اِمر (1987) رهنمود های زیر را برای تنبیه دانش آموزان ارائه کرده است:
  1- به دلایلی که ذکر شد تا حد امکان از تنبیه کم استفاده کنید.
  2- دلیل خود را برای تنبیه دانش آموزان بیان کنید، تا بدانند رفتارشان بد بوده نه خودشان.

 ۳- دانش آموزان باید بدانند چه می توانند بکنند تا تنبیه نشوند.

4- رفتار های مناسب را در کلاس تقویت کنید.
  5- هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید.
  6- رفتار نامطلوب را در ابتدای بروز آن  مورد تنبیه قرار دهید نه در انتها. زیرا رفتار درحال شکل گیری بیشتر از رفتاری که انجام شده و لذت آن برده شده قابل اصلاح است.
ب) برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان
توجه به موارد ذیل در برقراری ارتباط مناسب و مؤثر در کلاس مفید است:
  1- معلم باید مؤدبانه صحبت کند و از کلمات آمرانه بپرهیزد.
  2- معلم باید در مواقع لزوم  از دانش آموزان خواهش و تقاضا کند.
  3- به دانش آموزان بیاموزید که احساسات خود را بدون افراط و تفریط نشان دهند و اینکه استفاده از احساسات برای تأثیر گذاری بر دیگران کار درستی نیست.
  4- گاهی اوقات سوال های غیر جدی مطرح کنید تا ساختار شخصیتی شما جدی و غیر قابل انعطاف به نظر نیاید.
 
تأثیر انتظارات معلم
تأثیر انتظارات معلم بر رفتار دانش آموزان طرحی است که پس از تحقیقات مشهور روزنتال و یاکوبسن (1968) ارائه شد و «پیشگویی خودکامبخش» یا «اثر پیگمالیون» نامیده شد. در این تحقیق به طور ساختگی طی یک آزمون  دانش آموزان به ظاهر با استعداد به صورت تصادفی مشخص شدند و به معلمان معرفی شدند. اگرچه این دانش آموزان حقیقتاً دارای چنین استعدادی نبودند اما در پایان سال، در مقایسه به دیگران از پیشرفت بالاتری برخوردار بودند. اگرچه این تحقیق مورد انتقادات گسترده ای قرار گرفت و دارای ضعف هایی بود اما مطالعات بعدی هم به این نتیجه کلی رسید که انتظارات معلم، غالباً عملکرد و رفتار دانش آموزان را در کلاس درس تحت تأثیر قرار می دهد. دلیل آن هم این است که اینچنین دانش آموزانی، وقت بیشتری برای مشارکت در کلاس به دست می آورند و معلم نیز آنها را در رسیدن به جوابها کمک می کند. از سوی دیگر انتظارات نابجا و نامناسب معلم نیز میتواند باعث بروز مشکلاتی در دانش آموزان شود.
انتظارات مثبت معلم نتایج ذیل را به دنبال دارد:
  1- در کلاس، جوی گرم و پذیرا ایجاد می شود.
  2- بازخوردی مناسب به دانش آموزان ارائه می شود.
  3- دانش آموزان برای شرکت در فعالیت های کلاسی ترغیب می شوند.
  4- زمان و فرصت بیشتری برای یادگیری فراهم می شود.
تأثیر گذاری انتظارات معلم، دلایل متعددی می تواند داشته باشد. از جمله اینکه معلم توجه بیشتری می کند، و دانش آموز بدین وسیله تقویت های بیشتری دریافت می کند. به نظر روزنتال، موارد ذیل می تواند منجر به تأثیر انتظار مثبت یا بالا در دانش آموزان گردد:
1- روابط متقابل: رفتار دوستانه و گرم معلم با دانش آموزان.
2- بازخورد: دانش آموزان اطلاعات روشنتری درباره عملکردشان از معلمان دریافت می کنند.
3- درونداد: معلمان اطلاعات بیشتر و طرح های سنگین تری نسبت به بقیه به این دانش آموزان می دهند.
4- برونداد: معلمان فرصت های بیشتری برای پاسخگویی (برونداد) این دانش آموزان می دهند.
نتایج زیر را می توان از تحقیقات اثر انتظار مثبت دریافت نمود:
1- معلم باید عدالت و انصاف را در همه جنبه ها خصوصاً روابط با دانش آموزان و توجه به آنها رعایت کند.
2- معلم باید آگاهانه با اموری که موجب پیشداوری می شود (مثل وضعیت ظاهری، اقتصادی، اجتماعی) مقابله کند.
3- کسب اطلاع معلم از سوابق تحصیلی دانش آموز صرفا برای کمک به آنها نه تحقیر و تمسخر.

4- معلم ضمن بررسی عملکرد گذشته باید انتظار خود را از پیشرفت های آتی اعلام کند.
5- موارد ضعف دانش آموزان را حتی المقدور حاصل عدم تلاش آنها دانست نه کم توانی ذهنی.

ج) استفاده از روش یادگیری مشارکتی در کلاس
شیوه  مشارکتی در امر آموزش در مقابل روش سنتی و انفرادی قرار دارد و باید گفت که این شیوه ارتباط مطلوبی بین دانش آموزان پدید می آورد و آنها را برای یادگیری بهتر بر می انگیزاند و عزت نفس آنها را ارتقا می دهد. شیوه های یادگیری مشارکتی همگی در سه اصل مشترکند: آموزش فعالیت مشترک؛ آموزش فعالیت ها به صورت مشترک و گروهی؛ و تقویت عملکرد گروهی.
وجوه تمایز روش های مشارکتی بر اساس شیوه سازماندهی تکالیف و شیوه ارائه پاداش مشخص می شوند:
شیوه سازماندهی تکالیف: الف) تکالیف به صورت مشترک باشد و نمره کلی دریافت کنند. ب) دانش آموزان به صورت انفرادی کار کنند و ارزشیابی شوند در حالی که روی یک موضوع کلی کار می کنند. که این روش دوم باعث می شود همگی افراد گروه درگیر کار شوند.
شیوه ارائه پاداش: اگر در ارائه پاداش به دانش آموزان هر دو جنبه فعالیت فردی و گروهی در نظر گرفته شود بعضی از مشکلات روش مشارکتی برطرف میشود. مثلا در تمرین  ضرب و تقسیم معلم میتواند دانش آموزان را هم انفرادی و هم گروهی امتحان کند یا متوسط نمره تک تک اعضای گروه را نمره گروهی فرض کرد.
 انتقاداتی به شیوه مشارکتی شده است که به آنها اشاره می کنیم:
1- آیا یادگیری مشارکتی منجر به رقابت بین گروهها نمی شود؟ این درحالی است که ما ضعف روش سنتی را رقابت و شکست برخی از دانش آموزان می دانستیم. اما روش مشارکتی نیز میتواند برای گروهی که به موفقیت کمتری می رسد آثار نامطلوبی داشته باشد.
2- آیا این روش برای برخی از افراد فشار زاست یا نه؟ در گروه های بزرگ این قبیل دانش آموزان میتوانند خود را مخفی نگه دارند ولی در گروههای کوچک چطور؟ به هر صورت اگر دانش آموزان احساس «آسیب پذیری» کنند ممکن است شیوه مشارکتی برای آنها مفید نباشد. البته شاید معلمان با جابجا گردن دوره ای این افراد در گروههای مختلف بتوانند این مشکل را تا حد زیادی کاهش دهند.
3- چرا باید هر گروه ترکیبی از استعدادهای خاص و عمومی باشد؟ اگر بعضی از دانش آموزان قبلا در فعالیت های مشارکتی شرکت کرده اند، از آنها به عنوان دستیار استفاده کنید.

د) فراهم کردن جوّ مثبت و مطلوب برای یادگیری و آموزش

راهبرد چهارم برای رهبری و هدایت کلاس، در حقیقت چکیده و نتیجه سه راهبرد قبلی است. پیشنهاد هایی برای کمک به این زمینه وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم:
1- مقررات کلاس را با مشارکت دانش آموزان تدوین کنید و بیشتر بر پیامد های مثبت اطاعت از قوانین تاکید کنید.
2- آموزش کلاس را با قاطعیت و جدیت شروع کنید و سپس آزادی  بیشتر بدهید.
3- شرایط و ضوابط کلاس را مرتّباً طبق نظر دانش آموزان تغییر ندهید.
4- از تهدید بپرهیزید.
5- بر عملکرد دانش آموزان تمرکز کنید نه شخصیت آنها.
6- آرام و قاطع برخورد کنید.
7- از انتقامجویی یا تمسخر دانش آموزان بپرهیزید.
8- اگر عصبانی هستید ابتدا خود را کنترل و سپس به صحبت بپردازید.
9- رفتار های نامطلوب را با جریمه ، به تکالیف درسی پیوند نزنید.
10- با دادن فرصت دوباره به دانش آموزان خاطی و پذیرش آنها، آنها را تقویت کنید.
11- از اشتباهات کوچک چشم پوشی کنید.
12- یادگیری را معنی دار کنید.
13- در صورت لزوم و عدم توجه به اشاره های غیر مستقیم، دانش آموزان را به طور مستقیم مورد خطاب قرار دهید.
14- از ساز و کارهای پیچیده روانشناختی و عواملی که بر تدریس اثر می گذارد استفاده کنید.
15- به تأثیر انتظار معلم و تحقیقات انجام شده در این زمینه توجه داشته باشید.
16- کلاس درس را نظامی اجتماعی در نظر بگیرید. بدون تردید این آموزش ها و نوع روابط آموخته شده در زندگی بزرگسالی هر دانش آموز تأثیر می گذارد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت او را تا حدود زیادی مشخص می کند.

     منبع: برگرفته از کتاب روانشناسی تربیتی دکتر پروین کدیور

**************************

رفتار معلم چگونه باید باشد؟

فن معلمي هنري است ظريف و حساس  كه با  كمترين  لغزش و خطا خسارت جبران ناپذيري بر شخصيت فراگير وارد شده و قطعا هرگونه رفتار صحيح و سنجيده موجب آينده اي درخشان براي فرد مي شود. با اين مقدمه بايد دريافت كه يك معلم بايد به گونه اي رفتار كند كه اولا ارتباط عاطفي و معنوي محبت آميزش با دانش آموزان حفظ شود و ثانيا مديريت و كنترل كلاس را به نحو شايسته اي انجام دهد و از منظري ديگر معلم بايد در مقابل رفتارهاي نامطلوب فراگيران از جمله خستگي از درس و استقلال طلبي در برابر معلم و احيانا بي توجهي به مقررات كلاس تصميم درست و شايسته اي را اتخاذ كند.حال براي نيل به اين مقصود دانستن پاسخ مناسب به  سوالات زير لازم به نظر مي رسد:

آيا حدود اختيارات معلم در كلاس و شيوه هاي تشويق و تنبيه وي تعريف شده است ؟

آيا بايد نظرات دانش آموزان درباره ( معلم خوب و مطلوب) مورد توجه قرار گيرد؟

 آيا به آراي علماي تعليم و تربيت و كارشناسان آموزش و پرورش دولتي اكتفا شود؟

 آيا از تجربيات دبيران موفق و محبوب استغاده شود؟  

آيا محبوبيت معلم نزد دانش آموزان و احيانا والدين آنها كافي است؟

آيا معلم ماهر وفاقد محبوبيت از جانب فرگيران و بالعكس وجود دارد؟

آيا به ديدگاه مديران مدارس كه غالبا خواهان كلاسي ساكت و آرام با معلمي باوقار و درصد قبولي بالا هستند،بايد توجه شود؟

آيا به ديدگاه اندك  دانش آموزاني كه پيوسته در فكر گريز از درس و تكليفند بايد لحاظ شود؟

آيا نظريه دانش آموز محوري قابل قبول است و آيا حد و مرزي براي آن مطرح شده است؟

آيا معلم مجوز رسيدگي به امور شخصي و استماع درد دل فراگيران را دارد؟

آيا مشكلات شخصي وخانوادگي دانش آموز به معلم ارتباط دارد؟

آيا معلم مي تواند در حل مشكلات  بسيارخصوصي و اخلاقي و حتي انحرافات فرگيران دخالت مثبت و منطقي داشته باشد؟

آيا معلم مي تواند جهت ارتباط عاطفي  به منزل دانش آموزانش دعوت شود و آنها را دعوت نمايد؟

آيا معلمي كه كلاسش ساكت و در صد قبوليش بالا معلم موفقي است؟

آيا پر تحركي و جنب و جوش فراوان دانش آموزان در كلاس بخوانيد شلوغي و سر وصدا امتيازي براي يك معلم است يا ضغف؟

آيا حرفهاي خودماني وشايد بي پرده دانش آموزان نزد معلم ضعف است يا قوت؟

آيا نظر دانش آموزان (بعد از فارغ التحصيلي) در باره معلمش حائز اهميت است؟

آيا جمع شدن دانش آموزان دور يك معلم خاص(در محيط مدرسه) نكته مثبتي براي اوست يا خير؟

آيا ابراز احساسات و محبت شديد  برخي دانش آموزان نسبت به معلم مورد دلخواهشان

امتيازي براي معلم است يا خير؟ 

آيا عكس العمل  محبت آميز به رفتار نا مطلوب برخي  دانش آموزان  از طرف معلم شيوه درستي است؟

آيا يك معلم رفتار توهين آميز  دانش آموز را بايد با شدت وحدت پاسخ دهد؟

آيا اختصاص وقت و امكانات مادي ومعنوي و شخصي معلم به دانش آموزان  خارج از وظيفه كار مثبتي است؟

آيا يك معلم مي تواند براي دانش آموزنش فداكاري كند؟(معلم اروميه اي)

آيا معلم، فداكاري و ايثار را براي دانش آموزان  مي تواند تاسرحد اهداء جان برساند؟(مرحوم واعظي

با آرزوی توفیق

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 14:15  توسط سرگروه ادبیات  | 

تبریک سال نو

به نام خالق زیبایی ها

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

                                ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

فرا رسیدن بها رطبیعت و سال نو را به همه ی عزیزان وسروران گرامی تبریک عرض نموده واز خداوند منان سربلندی ،سعادت و سلامتی را برایشان خواهانیم .

سرگروه آموزشی منطقه - رونقی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 13:44  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبرنامه ی اسفند 1390

به نام خدا

ضمن عرض سلام وارادت به اطلاع می رساند .طی بخش نامه ای که با عنوان" سخنان بزرگان با رویکرد تربیتی وآموزشی "  به آموزشگاها ارسال گردید تعدادی از همکاران عزیز مطالبی را ارسال داشته اند از جمله : سرکار خانم ها ترکمان پری ،خانم واحدی ، خانم نوروزی و...   که برای  همگی  آرزوی موفقیت و از آنها کمال تشکر وقدر دانی را داریم .  نمونه های از این سخنان را برای خبرنامه ی این ماه انتخاب کرده ایم .سر گروه آموزشی

دانش اندک بهتر از عبادت بسیار . حضرت محمد (ص)

علم گنج و کلید آن سوال است پس سوال کنید . حضرت محمد (ص)

فقری سخت تر از نادانی نیست . حضرت محمد (ص)

دو گرسنه هرگز سیر نشوند ، گرسنه ی علم و گرسنه ی مال . حضرت محمد (ص)

‌به ديگران علم بياموزيد و (با شاگردان خود) ‌با خشونت رفتار نكنيد زيرا آموزگار با اخلاق بهتر از آموزگار خشن است. حضرت محمد (ص)

بهترین شما کسی است که گفتارش بر دانش شما بیفزاید . حضرت محمد (ص)

چهار چیز بر صاحبان خرد از امت من لازمست ، شنیدن دانش و حفظ ان و انتشار دادن و بکار بستن آن .

حضرت محمد (ص)

هیچ هدیه ای مسلمان به برادر خود نداده که بهتر باشد از کلمه حکمتی که هدایت او را افزون کند و یا از هلاک او را برهاند . حضرت محمد (ص)

حكایت عالِمی كه مردم را به كار خیر، تعلیم می‌دهد (ولی) خودش را فراموش می‌كند حكایت چراغی است كه به مردم روشنایی می‌دهد (ولی) خودش را می‌سوزاد. حضرت محمد (ص)

آفت دانش بکارنبستن آن و آفت کار دلبستگی نداشتن به آن است . حضرت علی (ع)

فرزندت را نزن ، بلكه برای ادب كردنش ، با او قهر كن ، اما مراقب باش ، قهركردن تو با چندان طول نكشد و هر چه زودتربا او آشتی نما . حضرت علی(ع)

هيچ سرمايه اي سودمند تر از خرد، هيچ كرامتي چون تقوي ، هيچ ميراثي گرانبها تر از ادب  ، هيچ دانشي چون انديشيدن و هيچ پشتيباني استوار تر از  مشورت نيست . حضرت علي(ع)

هر كس خود را بر مردم پیشوا قرار داد، نخست پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خویشتن بپردازد و تأدیب خویشتن را پیش از تأدیب زبانش انجام دهد و آن كس كه به تعلیم و تربیت خویشتن بپردازد، از معلم و مربّی مردم، به تجلیل و تعظیم شایسته‌تر است.  امام علی (ع)

علم نعمت بزرگی است که در زندگی تاج افتخار و پس از مرگ یادگار درخشان خواهد بود . حضرت علی(ع)

دانا زنده است اگرچه بمیرد نادان مرده است هرچند زنده باشد . حضرت علی(ع)

دانشی که ترا اصلاح نکند گمراهی است . امام صادق (ع)

و آنچه مي دانيد به ديگران بياموزيد ، همچنانكه ديگران به شما آموختند. امام محمد باقر (ع)

هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد  و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر

دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است .  بزرگمهر

ندانی و ندانی که ندانی و نخواهی که بدانی که ندانی . شیخ ابو سعید

هنگامی رستگاری که دانایی را دوست خود و نادانی را دشمن خود بشماری . سعید نفیسی

بسیار افتد که ابهت و شجاعت سود ندارد و هر دانش که بدانی روزی بکار آید . عنصرالمعالي

استاد، پرورنده روان است و پدر و مادر، پرورش دهنده جان. عنصرالمعالي

اگر نيت يكصد ساله داريد انسان تربيت كنيد. اميركبير

زمانی میاسای ز آموختن       اگر جان همی خواهی افروختن

نگهدار تن باش و ان خرد       چو خواهی که روزت ببد نگذرد                                               فردوسی

ز طفلی آنچه بمن یاد داد استادم        به غیر عشق برفت آنچه بود از یادم                             عارف قزوینی

علم چندانکه بیشتر خوانی          چون عمل در تو نیست نادانی                                                 سعدی

درس ادیب گر بود زمزمه ی محبتی              جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را              نظیری نیشابوری

هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته باشم بیاموزم . گالیله

سعادتمند مردی است که از هر خطایی که از او سر می زند تجربه ای جدید بدست آورد . سقراط

برای آنکه دانش ملکه شود تعلیم کافی نیست عمل لازم است . برناردشاو

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد. وينستون چرچيل

مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلکه دامان عشق است. نهال خرد باید در کوزه عشق کاشته شود و با آب احساسات آبیاری گردد. موریس مترلینگ

مدتهاست به این امر پی برده ام که آموزش دادن یک کار خوب به بیست نفر راحت تر از این است که خودم یکی از آن بیست نفر باشم که می بایست به دستورات خودم عمل کنم. دیل کارنگی

آنچه سبب شود كه نيستي صورت هستي به خود گيرد، آفرينش و خلاقيت است. از اين رو همه هنرها آفريدن است و استادان و هنرمندان همه خلاق و آفرينش گرند. افلاطون

تمام سرمایه فکری و دانش باید تسلیم یک عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود که نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.

موریس مترلینگ

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی . مهاتما گاندی

در تعليم و تربيت، ذهن به تدريج از تجربه هاي علمي به نظريه هاي عقلاني، تجربه معنوي و سپس به سوي خدا رهسپار مي شود. جبران خليل جبران

سربلندی كسانی كه به خوبی به بچه‌ها آموزش می‌دهند، به همان اندازه‌ی كسانی است كه آنها را به دنیا می‌آورند: گروه دوم به آنها زندگی می‌بخشد و گروه نخست، راه خوب زندگی كردن را به آنها می‌آموزد. ارسطو

هدف نهايي از آموزش و پرورش، آموختن روش درست بهره گيري از اوقات فراغت است. ارسطو

تعليم و تربيت، دانه را آبياري مي كند، اما از پيش خود دانه اي به شما نمي دهد. جبران خليل جبران
تعلبم و تربيت، دانه اي در درون شما نمي كارد، اما دانه هاي شما را مي روياند. جبران خليل جبران

اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید ، می توانید  ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید.  جبران خلیل جبران

آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . جبران خلیل جبران

فراموش نكنيم كه حق شناسي نشانه اي از آموزش درست است. پس اگر از فرزندانمان توقع حق شناسي داريم، بايد آنها را حق شناس بار بياوريم. ديل كارنگي

آموزش و پرورش ما تاكنون به فكر اين بوده كه دانش آموزان چه مطالبي بايد بياموزند نه اينكه چگونه بهتر مي توانند مطالب را فرا گيرند. آنتوني رابينز

به درستي، هر كس كه به توفيق بزرگي نايل شده، نمونه و سرمشق يا آموزگار، راهنما و مشاوري داشته است تا راه درست را به او نشان دهد. آنتوني رابينز
اگر به من بگوئی ، من آن را فراموش می کنم. اگر به من بیاموزی ، آن را بخاطر خواهم سپرد و اگر مرا درگیر آن کنی ، من آن را یاد خواهم گرفت. کنفوسیوس

آنچه را كه بيش از هر چيز به يادگيريش نيازمندي بهتر تدريس مي كني. ريچارد باخ

با آرزوی توفیق برای کلیه ی عزیزان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 13:34  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبرنامه بهمن ماه 1390

یادگیری خلاق

یادگیری خلاق عبارت است از : توانایی یادگیری بیش مطالب در کمترین زمان ، به خاطر سپاری همیشگی و به خاطر آوری راحت و کامل مطالب همراه با خلاقیت بر این اساس می بایست سرعت مطالعه را در زمان کمتری مورد مطالعه قرار داد و همچنین از شرایط مطالعه و سیستم های مطالعه و نحوه سازمان دهی مطالب و ثبت آن در حافظه از طریق فعال کردن مغز و استفاده از شیوه های یادیاری آگاه شد تا درک مطالب کامل و خلاقانه ، به خاطر سپاری راحت ، کامل و سریع صورت پذیرد . گسترش روز افزون حجم اطلاعات و نثر انبوهی از کتب و منابع دیگر و همچنین دگرگونی در مناسبات و روابط تولیدی و همچنین افزونی دانش و ایجاد شاخه های جدید در علوم مختلف و ارتباط آن با تکنولوژی از اموری هستند که ضرورت بهره برداری از اطلاعات در زمینه های مختلف علمی را بیان می کنند .
در زمینه یادگیری به 3 اصل باید توجه شود : اولین اصل یا مرحله اول ، دیدن است . مطالعه بدون دیدن امکان پذیر نیست . اما باید به کلمات نگاه کنیم و آنها را بشناسیم تا اطلاعاتمان کامل شود . دومین مرحله ، خواندن است ، خواندن است . خواندی که به صورت های مختلف ظاهر می شود : کلمه خوانی ، عبارت خوانی و اندیشه خوانی .
سومین و آخرین مرحله در زمینه یادگیری مرحله درک است .  خواندنی که همراه با درک و فهم  کامل صورت گیرد ، یعنی به خاطر بسپاری و به یاد آوری مطالب و تعمیم آن و تحلیل آن به خوبی صورت گرفته باشد .

نکاتی در رابطه با خواندن

در هنگام خواندن بایستی به نکته های زیر توجه کرد :
1- کتاب  در فاصله حدود 30 سانتی متری قرار گیرد .
2- صاف نشستن هنگام مطالعه .
3- زیر عبارات مورد نظر خط ببریم ( با دست زیر کلمات اشاه کنیم و خط ببریم ) .
 4- از راست به چپ در متون فارسی و از چپ به راست متون انگلیسی .
5- دست روی صفحه کتاب کشیده شود ، نه در هوا و حالت یکنواخت باشد نه حالت ضربه ای .
6- هنگام انتقال به صفحه بعد دست از روی صفحه بلند می شود و در ابتدای خط بعدی قرار می گیرد .

عوارض و آفت مطالعه

در زمینه یادگیری و مطالعه مشکلاتی وجود دارند که به ذکر آنها می پردازیم :
1- عدم توانایی در درک و به خاطر سپاری تمام مطالب .
2- فراموشی .
3- عدم توانایی در به یاد آوری راحت و سریع مطالب ذخیره شده در حافظه .
4- عدم توانایی در پیوند مطالب با یکدیگر .
5- عدم توانایی در تحلیل مطالب .
6- عدم توانایی در ارائه مطالب تازه و کشف مفاهیم جدید .
7- بی علاقه بودن به مطالعه .
8- کسالت و خستگی .
9- حواس پرتی .
10- عدم توانایی در عبارت خوانی یا اندیشه خوانی .
11- ناتوانی در بازیابی مطالب  و پایین بودن سرعت مطالعه و مهم ترین مورد شیوه نادرست مطالعه .
پس باید به این نکته اشاره کنیم که تا شیوه مطالعه خود را صحیح نکنیم ، مطالعه همراه با یادگیری و درک مطالب صورت نخواهد گرفت . با توجه به تحقیقاتی که درباره روش های مختلف مطالعه صورت گرفته است ، همگی بر این مسئله اتفاق نظر داند که بیشترین بازدهی در مطالعه ، بر مبنای یادداشت برداری به دست می آید .
اگر مطالعه همراه با یادداشت برداری باشد ، میزان بازدهی افزایش می یابد . اگر به صورت خلاصه نویسی صورت بگیرد بازدهی آن به 40 درصد می رسد . در صورتی که اگر یادداشت برداری حاوی نکات مهم و کلیدی باشد بازدهی آن به 50 درصد خواهد رسید . تنظیم نکات کلیدی به 2 روش انجام می گیرد :   خطی و شبکه ای و تنظیم نکات . در روش یادداشت برداری ب روش خطی حدود 60 درصد بازدهی را خواهیم داشت ، در صورتی که در یادداشت برداری به روش تنظیم نکات حدود 100 درصد بازدهی خواهیم داشت .

                           با آرزوی موفقیت وسربلندی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 13:11  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبرنامه ی دی ماه 90 - کیفیت بخشی مدارس

 

 

به نام خداوند مهربان

خبر نامه ی شماره ۴ دی ماه ۹۰  

پیشنهادات وسفارش هایی در جهت دست یابی به یک مدرسه ی کیفی

 

1-   فرآیند مدرسه ونتایج کارتان را ثبت کنید.

2-   اخلاق وعمل وعلایق آموزشی باید در مدرسه به هم برسد وبا هم تلفیق شود.

3-   برای شما مهم باشد که همه ی دانش آموزان ونه فقط تعدادی از آن ها را در سطح عالی آموزش دهید .

4-  اگر می خواهید کشوری باآرمان های اقتصادی و اجتماعی داشته باشیدبین آموزش وپرورش بایدتعدیل رعایت شود.

5-   مدرسه ی کیفی توانایی هرفردرامی شناسد وآن راقدرمی داند.

6-   یک نظام آموزشی خوب ، نظامی است که افراد نیمه ی پایین را به بهترین نحو آموزش دهد زیرا آن ها نیروی انسانی انجام اغلب فرآیندها درجامعه هستند.

7-  در مدارس کیفی احساس " لذت " باید مشخصه ی زندگی کاری ما باشد .اگر این امر به خوبی ات،فاق بیفتد کارآمدی وباروری به ظهور می رسد.

8-  در مدارس کیفی به دانش آموزان یاری رسانده می شود تا میان مطالعات خودوهدف های حال وآینده شان ارتباط برقرارکنند.

9-  در مدارس کیفی معلمان در قالب گروه ،برای دستیابی به هدف های مدرسه کار می کنند،دانش آموزان با هم می آموزندوطرح های خود رادرگردهمایی یاری دهنده انجام می دهند .دراین گونه مدارس ،حسّ مشارکت حاکم است .

10 – اگر می خواهید مدرسه ای هدف مند ومبتنی بر اطلاعات داشته باشید ،افراد باید وقت اندیشه وکار کردن بایکدیگرراداشته باشند.

11-در مدارس کیفی ،کارکنان باید زمان کافی برای گفت وگودراختیار داشته باشند.در این گفت وگوها عدم توافق ، بحث واختلافات باید تحمل شودوقضاوت عادلانه وعاقلانه صورت پذیرد.

12- تیم مدرسه ی کیفی ضمن توجه به دستاوردهای مثبت ،به دنبال کسری هاوچالش های مدرسه است چون اعتقاد دارند زمانی که عیب ها شناسایی می شوند ،نواقص را درمی یابند وموارد نیازمند بهبود را تشخیص می دهندوآن گاه کیفیّت رخ می دهد.

13- کیفیت در تلاش وهدف جمعی رونق می گیرد .باید از من به ما گذر کنیم .

14- کارکنان مدارس کیفی سالیانه صدها پیشنهاد برای بهبود ارائه می دهند.

15- مدارس کامیاب وموفق نگران یافته های نا کارآمد مدرسه ی خود هستند.

16- و.....

منبع : مدارس کیفیت مدار ،کیفیت بخشی در مدرسه از محمد حسن رادمنش

 

                             با آرزوی پیروزی وسر بلندی

               گروه آموزشی ادبیات فارسی  منطقه ی کهریزک –دی  ماه 1390

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 20:46  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبرنامه ی آبان ماه 90

به نام یگانه معبود

گروه آموزشی ادبیات منطقه ی کهریزک

راز موفقیّت در مدرسه

راز موفقیت در مدرسه را باید در رویکرد های بهبود مدرسه که در زیر به اهم  آن ها  اشاره می شود ، جست وجو کرد:

1-   نگوییم چرا این کار انجام نمی شود .فکر کنیم چگونه می توانیم آن را انجام دهیم .

2-   در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهیم وبرای رفع آن اقدام نماییم .

3-   اگر مرتکب اشتباهی شدیم ،بلا فاصله درصددرفع اشتباه برآییم .

4-  برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردیم .اگربه 60درصد ازتحقق هدف اطمینان دارید ،ذست به کار شوید.

5-   همیشه برای حل مشکل از داده واطلاعات کمی وبه روز استفاده کنیم .

6-  برای حل مشکل از خرد خود استفاده کنیم واگر فکرمان به جایی نمی رسد ،آن رادر همکارانمان بجوییم واز خرد جمعی استفاده کنیم .

7-  هیچ وقت جزئیات ونکات ریز مساله را فراموش نکنیم ، ریشه ی بسیاری از مشکلات بزرگ همین نکات ریز است .

8-  انسان ها توانایی های فراوانی دارند ، از الگو های چند مهارتی وغنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آن ها استفاده کنیم .

9-   برای پی بردن به ریشه ی مشکل پنج بار از خود بپرسیم چرا؟

10- تنها فعالیت هایی را انجام دهیم که برای مدرسه ارزش افزوده ایجاد می کند .

11-همه جای ممکن است محل واقعی رویداد خطا باشد .سعی نکنیم از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنیم .

12-حذف اتلاف های مدرسه فرآیندی پایان ناپذیر است .هیچ وقت از این کار خسته نشوید.

-13برای حل مسایل هرجا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به دیگران خودداری نکنیم.

14-بر اساس الگوهای کار گروهی مسائل را حل کنیم.

15-رشد وپیشرفت مدرسه نیازمندکمال پایدارمهارت های کارکنان آن هاست .

16-ارتباط یک طرفه ودستوری از بالا به پایین مشکلات را بیشتر می کند رهبر گروه ویا مدیر باید با لایه های پایین تر ارتباط دوطرفه داشته باشد.

17- از وضعیت موجود راضی نباشیم ، باورداشته باشیم که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.

18- حمایت رهبر تیم منحصر به قول وکلام نیست باید حضوری مشهود وملموس داشت.

19- هیچ گاه به دنبال مقصر نباشیم وعجولانه قضاوت نکنیم .

20- مدارس با کیفیت نشان می دهند که کار می کنند.

21- و....

منبع : مدارس کیفیت مدار ،کیفیت بخشی در مدرسه از محمد حسن رادمنش

 

                             با آرزوی پیروزی وسر بلندی

               گروه آموزشی ادبیات فارسی  منطقه ی کهریزک –آبان ماه 1390

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 18:35  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره 3 - آذر 90

بسم رب الشهدا والصدیقین

 خبر نامه ی ش 3 –آذر ماه 1390

ایام سوگواری  ابا عبدالله الحسین را بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد

 

   یکی از موضوعات ومضامین مورد توجه شاعران ونویسندگان پارسی زبان در دوره های مختلف، عاشورا وشعر عاشورایی بوده است . ادبیات عاشورایی که گونه ای از ادبیات پایداری است از آغاز پیدایش که نیمه ی دوم قرن سوم محسوب می شود تاکنون روندی رو به تکامل داشته است .البته نباید از یاد برد که در دوره هایی به دلایل سیاسی وحکومتی شعر عاشورایی وفلسفه ی قیام امام حسین (ع ) مورد بی توجهی وغفلت واقع گردید اما هرگز از سوز وداغ جانسوز این قیام خونین وتاثیر پاکبازی امام ویاران با وفایش بر قلوب شیعیان ومومنان کم نشد. خوشبختانه در گستره ی ادبیات انقلاب  اسلامی ودرپرتوآموزه های امام وانقلاب با توجه به فرهنگ شهادت وتجلیل از شهیدان وایثار وجانبازی در شعر عاشورایی به این ابعاد نیز توجه شد.

  امروز در شعر عاشورایی نه تنها به حادثه عاشورا به عنوان یک رخدادتاریخی –دینی نگریسته می شود بلکه باور قلبی شاعر معاصر این است که"   هر روز عاشورا وهرجاکربلاست  " ورسالت خود را ظلم ستیزی ونه گفتن به ظالم و ظالمین می داند.

 ما معلمان نیز در این راستا وظیفیه ی خطیر خود را برای خود یاد آور می شویم و دانش آموزانمان را با فلسفه ی قیام امام  حسین( ع)  وبزرگ مردانی که حسینی گونه قیام کردند آشنا سازیم وراویان عشق حسینی  باشیم ،گاه خواندن شعری ،سروده ای ویا قطعه ها وعباراتی تاثیر گذارمی توانیم ، شوری برپاکنیم وراهی را نمایان سازیم که رهروان همیشگی آن باشند  .شعر جاودانه ی محتشم کاشانی ،عمان سامانی ( مثنوی گنجینه الاسرار)  ویا سروده های زیبای شاعران معاصری  چون مصطفی محدث  خراسانی و شعر بدیع وزیبای راز شهید سید حسن حسینی و... بی شک اشخاص کثیری را تحت تاثیر خود قرار داده اند وانقلاب ها درونی ایجاد نموده اندو خوانندگان  خود راموظف به قدعلم کردن دربرابر هر ظلم ستیزی دیده اند  .

    تشویق وترغیب آدانش آموزان  به شرکت در مجالس تعزیه ،آیین های عاشورایی ،منقبت خوانی ، پرده خوانی وتئاتر های آیینی با موضوعاتی چون:  خروج از مدینه ، مسلم بن عقیل ،حربن یزید ریاحی ،وهب وغلام ترک ،شهادت حضرت قاسم (ع) شهادت حضرت علی اکبر (ع) ،شهادت حضرت ابوالفضل عباس (ع) شهادت حضرت امام حسین ( ع) خرابه شام  که در این ایام واز جمله در محل تئاتر شهر برگزار می شود ، را در کلاس درس عاشورای خود داشته باشیم . واین سخن رهبر کبیر انقلاب را که " این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است ." را سرلوحه ی فعافلیت های خود قرار دهیم .

   خوشبختانه پرونده ی تعزیه ی ایران در یونسکو به ثبت جهانی رسیده است وامید است  با حمایت های همه جانبه وبیش از پیش نهادها ، شاهد عالم گیر شدن فرهنگ عاشورایی  وبرپایی پرچم اسلام در تمام عرصه های جهانی باشیم .

  در این مقال قصد پرداختن به ادبیات عاشورایی و بیان ویژگی ها ویا موضوعات آن نبوده ، بلکه حرف دل وسخنی بود که این حقیر به مناسبت محرم وصفر با همکاران گرامی بیان نموده است .

  در خبر نامه ش ۴ دی ماه ۸۸ در این خصوص حضور سروران گرامی مطالبی ارائه گردیده است که در این زمینه  خالی از فایده نیست .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 21:1  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه مهر ماه 90

باسمه تعالي

خبر نامه ي شماره ي 1  مهر ماه 90

    ضمن تبريك به مناسبت بازگشايي مدارس و آرزوي سال تحصيلي پرباري همراه با سلامتي وبهروزي براي همكاران ارجمند به مناسبت بزرگداشت حافظ در اين ماه خبر نامه ي مهر ماه را با عنوان"  رند ورندي در ديوان حافظ " برگزيده ايم كه اميدواريم مورد توجه همكاران گرامي واقع گردد . لازم به ذكر است درسال گذشته به همين مناسبت خبر نامه اي با عنوان " برتري ها وويژگي هاي شعر حافظ شيرين سخن " ارائه گرديده كه در صورت تمايل مي توانند آن را مطالعه نمايند . سر گروه آموزشي ادبيات منطقه – رونقي

     يكي از مفاهيم عميق وقابل تامل در ديوان حافظ شيرازي واژه ي"  رند " و"  رندي " است كه حافظ با ذوق و ابتكار شاعرانه ي خود به خلق اين شخصيت ممتازدست زده است كه از جمله ي بر ساخته هاي او محسوب مي گردد .

در فرهنگ معين ذيل واژه ي رند چنين آمده است :

۱- زیرک ُحیله گر ُمحیل لاقید ُلاابالی وآن که ژای بند آداب ورسوم عمومی واجتماعی نباشد۳- آنکه ظاهرخود راملامت دارد وباطنش سالم باشد.آنکه شراب نیستی بدهد ونقدهستی سالک بستاند

رندان خاک بیز ( تص) ( کن) باریک بینان کسانی که دقیقه ای از دقایق تحقیقات را فرونگذارند

رند دهل دریده (کن) کسی که قدم از جاده شرع بیرون نهاده باشد.

     در فرهنگ آنندراج وبرهان قاطع به معني مردم محيل وزيرك وغدار وحيله باز آمده است .

در روزگاران پيش از حافظ مثلا"  در تاريخ بيهقي و بوستان سعدي  و نيز در روزگار خود حافظ  رند مفهومي منفي داشته و به معناي فردي لا ابالي وهرزهگرد و بي بندو بار به مي رفته است . اما رند حافظ مقامي بس ارجمند وقابل ستايش است كه از تعلقات دنيوي رهايي يافته وانساني وارسته و آزاد است كه خود پرستي ها وصفات مذموم را در خود از بين برده است وبدست آوردن اين فضايل آسان نبوده است

تحصيل عشق ورندي آسان نمود اول                آخر بسوخت جانم در كسب اين فضايل

    اين رند عافيت سوز است كه اورا به جهاني برتر فرا مي خواند چون از راز درون پرده خبر دارد در حالي كه زاهد والا مقام از آن بي خبر است :

 راز درون پرده ز رندان مست پرس                 كاين حال نيست زاهد عالي مقام را

    رندبلا كش و پاك باخته لياقت طي طريق ورسيدن به دوست را پيدا كرده و از عشق آگاهي دارددر حالي كه ناز پرودهي تنعم وپادشاه مجال راه يابي به اين عالم را ندارند:

تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهم راند             عرصه ي شطرنج رندان را مجال شاه نيست

                                             

                                              ***************

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست                     عاشقي شيوه ي رندان بلا كش باشد

   رند كه در نزد حافظ ولي شناس است مورد بي توجهي شديد مردم زمانه ي خوداست و حافظ گله دارد كه :

 رندان تشنه لب  را آبي نمي دهد كس               گويا ولي شناسان رفتند از ين ولايت

    رندي در ديدگاه حافظ لطفي ازلي است كه بهره ي او از سرنوشت وقسمت بوده است واز اين جهت خدمت به رندان ديگر را براي خود افتخارمي داند:

 مرا روز ازل كاري به جز رندي نفرمودند           هر آن قسمت كه آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

                                          **************

غلام همت آن رند عافيت سوزم                               كه در گدا صفتي كيمياگري داند

                                          ***************

گر بود عمر وبه ميخانه رسم بار دگر                 به جز از خدمت رندان نكنم كار دگر

 

                                       ****************

   زاهد اهل نفاق ورياست حال آن كه رند صداقت ودرستي دارد و از اين جهت است كه حافظ طريق رندي را در پيش مي گيردودر مقابل زاهد سالوس وپر تزوير قد علم مي كند :

 نفاق وزرق نبخشد صفاي دل حافظ                طريق رندي وعشق اختيار خواهم كرد

                                    *************

    نوبت زهد فروشان گرانجان بگذشت               وقت رندي وطرب كردن رندان پيداست

  سخن از رند ومقام او سخني است كه به طور جامع وكامل در ديوان حافظ قابل بررسي وتامل است و مقصود از اين نوشتار گذري اجمالي درباره ي آن بود .    

 با آرزوي توفيق در راه شناخت ظرافت ها وزيبايي هاو افسونگري هاي حافظ شيرين سخن .

 

 سوالات مسابقه ي ادبي همكاران ادبيات فارسي

به مناسبت بزرگداشت حافظ شيرازي

همكاران گرامي مي توانند جواب سوالات را تا پايان آبا ن ماه از طريق وبلاگ براي گروه ادبيات ارسال نمايند .به برندگان مسابقه جوايزي اهدا خواهد شد .

                                                                 با تشكر سرگروه ادبيات فارسي

1-    سه بيت از حافظ را كه بيانگر اطاعت بي چون وچرا از پير و مرشد است ،بنويسيد.

2-    سه بيت از حافظ را كه مفهوم جبر گرايانه دارند،بنويسيد .

3-    شارح ديوان حافظ به زبان تركي كه بود؟

4-    نام نويسندگان آثار زير را بنويسيد .

الف ) پناه بر حافظ                       ب) بانگ جرس

 ج) مكتب حافظ                          د) حافظ شناسي يا الهامات خواجه

 

 

منابع : ديوان حافظ

        حافظ شناسي سعيد نياز كرماني

       حافظ شناسي بها ءالدين خرمشاهي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 12:9  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره 8 اردیبهشت 90- صد نکته در یک تدریس موفق

به نام خداوند جان آفرین...

                 گروه آموزشی ادبیات منطقه ی کهریزک

موضوع خبر نامه  شماره 8 – اردیبهشت 90

آنچه در پی می‌آید صد نکته در یک تدریس موفق است که از منابع معتبر علوم تربیتی وعلمی مربوط به راهبردهای یاددهی- یادگیری فراهم آمده و جهت یاد آوری  تقدیم همکاران عزیز می‌گردد.

صد نکته ظریف در یک تدریس موفق

من به عنوان یک معلم که هدف والای پرورش شاگردان را بر عهده گرفته‌ام، با خود عهد می‌بندم که:

 

1-با توکل بر خدا ونام خدا کلاس را شروع کنم.

34-در املای کلمات دقت کنم و کلمات را روی تابلو بنگارم .

67-برنامه ریز درسی داشته باشم

2-اخلاص در عمل وتدریس وتقوی را راعایت کنم.

35-با شاگردان همراهی کنم .

68-از ابتکار وخلاقیت در تدریس استفاده کنم.

3-زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشوم.

36-بین دانش آموزان ، رقابت سالم

69-از روش‌های تدریس ونحوه به کارگیری آنها آگاه باشم

4-وقت کلاس را به مطالب بیهوده وکم فایده نگذرانم.

37-در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنم .

70-به کیفیت شروع، ادامه وپایان درس توجه داشته باشم.

5-سعی کنم ساعت تدریس را تغییر ندهم.

 

 

 

 

 

38به شاگردان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم

 

71-اگر تغییری غیرمعمول در وضعیت ظاهری خود دارم در ابتدای درس درباره ی آن توضیح مختصری بدهم تا ذهن فراگیر در طول تدریس به آن مشغول نشود.

6-به هنگام تدریس، نشاط روحی وعاطفی خود را حفظ کنم.

39-از دادن لقبهای زشت به دانش آموزان بپرهیزیم

72-به هنگام تدریس مطالب، تنوع را فراموش نکنم.

7-با خوش رویی تدریس کرده وهمواره چهره‌ی بشاشی داشته باشم.

40-ذوق و استعداد شاگردان را شناسایی کنیم

73-از تجربیات درسی وتدریس دیگران استفاده کنم

8-احساسات وعواطف شاگردان را جریحه دار نکنم.

41-از تشویق به موقع غافل نشویم

74-در هر درس مطالب نو و تازه‌ای بیان کنم.

9-تلاش کنم در کلاس فضای عاطفی به وجود آورم.

42-سخن شاگردانم را بی مورد نبرم

75-سعی کنم همواره اشکالات خود را رفع کنم.

10-شاگردان را نسبت به کلاس و درس دلسرد ننمایم.

43-از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزم

76-سعی کنم شاگردان در ارتباط درس، فعالیت علمی داشته باشند.

11-سعه‌ی صدر داشته باشم وبا شاگردان به مهربانی رفتار نمایم.

44-در هنگام موعظه خودم را مخاطب اصلی بدانم

77-شاگردان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنم.

12-از فضل فروشی بپرهیزم.

45-پیش از تنبیه علت کردارهای منفی شاگردان را بررسی نمایم

78-در صورتی که احساس خستگی در چهره ی شاگردان مشاهده کردم، از ادامه‌ی تدریس خودداری کنم.

13-وفای به عهد، خوش قولی وتواضع در تدریس را از یاد نبرم.

46-مقررات محیط آموزشی را رعایت کنم و به آنها احترام بگذارم

79-موضوع وعنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص وباز گو کنم.

14-به هنگام تدریس، آرامش خود را حفظ کنم.

47-سعی کنم کردار و رفتار منفی از خود نشان ندهم

80-درس را مرحله به مرحله تدریس کرده واز شاخه به شاخه پریدن بپرهیزم.

15-از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش‌آموزان پرهیز کنم.

48-اوقات استراحت و زنگ تفریح دانش آموزان را نگیرم

81-بیش از اندازه معمول به جزوه، کتاب یا متن درس نگاه نکنم

16-از سرزنش وتهدید شاگردان خودداری کنم.

49-بیش از اندازه از شاگردانم تعریف و تمجید نکنم

 

82-کارها وفعالیت‌های مربوط به کلاس را بین شاگردان تقسیم وبه آنها مسئولیت بدهم

17-هرگز دانش‌آموزان متخلف را به عذرخواهی از خود مجبور نکنم.

50-از خصوصیات فردی اجتماعی و خانوادگی دانش آموزان بی اطلاع نباشم.

83-از طرح شبهات واشکالات بدون جواب بپرهیزم.

18-اشتباهات خود را توجیه نکنم

51-بیش از اندازه در کار شاگردان خود را دخالت ندهم

84-جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنم

19-از تنبیه بدنی بپرهیزم

52-پیش از تدریس ار مسئولان مدرسه شناختی اجمالی از وضعیت

85-در هنگام تدریس، در یک مکان ثابت

20-از علما، بزرگان وشخصیت‌های اسلامی با احترام یاد کنم

53-به کار خویش ایمان واعتقاد قلبی داشته باشم

86-به شاگردان پر جنب وجوش، فعالیت زیاد، متنوع وجذاب بدهم تا فرصت بر هم زدن نظم کلاس را نداشته باشند

21-از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت (حتی درمواقع حساس)بپرهیزم

54-سعی کنم شخصیت علمی واجتماعی خویش را پیش شاگردان سبک نکنم.

87-دقت کنم تکالیف در حد توان شاگردان باشد.

22-در واقع آنقدر بگویم که می‌توانم بشنوم.

55-مقررات خشک وافراطی را از کلاس دور کنم.

88-تکالیف را حتماً بررسی کرده ودر پایان نظرم را مرقوم کنم.

23- رازدار ومحرم اسرار فراگیران باشم

56-نسبت به فعالیت فراگیران بی توجه وبی تفاوت نباشم.

89-در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنم.

24-عذرخواهی شاگردان را بپذیرم.

57-بر موضوع درسی، تسلط واز آن اطلاع کافی داشته باشم

90-در هنگام تدریس از وسایل وامکانات حداکثر بهره را ببرم.

25-از تعصب بیجا بپرهیزم.

58-در افزایش آگاهی‌ها ومحتوای علمی ودرسی خود بکوشم.

91-خلاصه‌ی درس را در تدریس بازگو واز شاگردان نیز بخواهم.

26-از دانش‌آموزان، توقعات بیش از اندازه نداشته باشم.

59-به سئوالات شاگردان با لحن خوب ومناسب پاسخ دهم.

92-ساده تدریس کنم ، اما عمیق

27-رسا وروان بودن کلمات وجملات را رعایت کنم.

60-مطالعه پیش از تدریس وآمادگی قلبی جهت تدریس داشته باشم.

93-فرصت انتقاد از خود را به شاگردان بدهم.

28-از داشتن تکیه کلام پرهیز کنم.

61-آرام وشمرده تدریس کنم

94- سخن شاگردانم را بی مورد نبرم

29-در تدریس ذوق وسلیقه را به کار ببرم.

62-در نظر داشته باشم که قلب شاگردتحقیر شده بمبی است که

فردا منفجر فردا منخواهد شد.

95-از اینکه نسبت به پاسخگویی به برخی از سئوالات قدر نیستم، هراس به خود راه ندهم وبه راحتی اقرار کنم که پاسخ آن را نمی‌دانم.

30-ظاهری آراسته ومنظم داشته باشم ودر نظر بگیرم که زیبایی، سادگی است.

63-در تمام کارهای خود نظم داشته باشم.

96-در ارتباط با دانش آموزان ناسازگار، با توجه به توانایی‌ها وخدمات خاص او، او را به کلاس متوجه کنم

31-در کارهایم نظم داشته باشم تا الگویی مناسب برای فراگیران باشم

64-دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم ودانش یاری کنم.

97-تجارب تازه‌ی خودم را در اختیار دانش آموزان قرار بدهم.

32-نتایج امتحانات کلاسی را بررسی کنم تا نقاط ضعف وقوت را بیابم.

65-در هنگام تدریس سعی کنم تمام توجه شاگردان را به خود جلب کنم.

98-ابر باشم، اما نبارم ودر واقع در مواقعی تا حد تنبیه پیش بروم، اما تنبیه نامناسب انجام ندهم.

33-در هنگام خشم بر احساسات وعواطف خود غلبه کنم.

66-دانش آموزانم را طوری بار نیاورم که همیشه مطیع ورام باشند، بلکه حق خود را بگیرند که حق گرفتنی است نه دادنی.

99-کارها وفعالیت‌های مربوط به شاگردان را بین آنها تقسیم وبه آنها مسئولیت بدهم.

 

 

100-وسرانجام، به یاد داشته باشم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط وموقعیت های مناسب آموزشی، خود کمتر تدریس کند، ولی دانش آموزان بیشتر یاد بگیرند.

 

همکاران گرامی:

به دلیل پرهیز از طولانی شدن مقاله، از ذکر منابع خودداری شده است.

با آرزوی توفیق روز افزون برای همکاران عزیز وفرهیخته.

                                 گروه آموزشی ادبیات فارسی 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:5  توسط سرگروه ادبیات  | 

تبریک روز معلم

به نام آن که آموختن را آغاز کرد

واعلم الاسماء کلها

ای نشانه ی پاکی

ای امید بیداری

                       ای محبت جاری

                                                            روزت مبارک

 

 

                                                         سرگروه ادبیات منطقه – رونقی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:13  توسط سرگروه ادبیات  | 

تعیین مدارس برای بررسی سوالات نوبت اول

 

بسمه تعالي

     بدينوسيله به اطلاع مي رساند تقسيم بندي مدارس جهت بررسي سوالات نوبت اول طبق جدول ذيل درنظر گرفته شده است شايسته است سوالات را با توجه به فرم بررسی سئوالات  براساس تقسيم بندي مذكور بادقت بررسي نموده و فرمهاي تكميل شده را تا تاريخ  25/2/90  به كارشناسي  تكنولوژي و گروههاي آموزشي ارسال نمائيد.

 

 

 

نام درس

سوالات آموزشگاه

آموزشگاه ارزشيابي كننده

توضيحات

 

ادبيات فارسي 1

حضرت زهرا ( س)

سعادت

 

"

شهيد بابايي

نرجس

 

"

سعادت

مهديه

 

"

فضيلت

نرجس

 

"

مهديه

كوثر

 

"

18 دي ( مطهري )

بهشت

 

"

كوثر

شهيد بابايي

 

"

حضرت خديجه

عترت

 

"

عترت

18 دي ( شهيد مطهري )

 

"

سيدالشهدا

حضرت زهرا ( س)

 

"

بهشت

حضرت خديجه ( س)

 

"

نرجس

فضيلت

 

 

 

ادبيات   فارسي 2

 

 

سوالات آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

 

سعادت

18 دي

 

 

18 دي

سعادت

 

 

حضرت زهرا  س

كوثر

 

 

كوثر

حضرت زهرا س

 

 

حضرت مريم ( كد 7 )

فضيلت

 

 

فضيلت

حضرت مريم

 

 

حضرت خديجه

گلشني

 

 

گلشني ( كد 10 )

حضرت خديجه

 

 

سيدالشهدا

مطهري

 

 

مطهري

سيداشهدا

 

 

بهشت

نرجس

 

 

نرجس  ( كد 8 )

بهشت

 

 

پيامبر اعظم ( كد 9 )

نرجس

 

 

 

زبان فارسي 1

 

 

سوالات آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

 

شهيد بابايي

سعادت

 

 

فضيلت

بهشت

 

 

حضرت مريم س

قراب

 

 

 عترت و حضرت زهرا س

نرجس

 

 

حضرت خديجه س

كوثر

 

 

بهشت

فضيلت

 

 

سعادت

عترت

 

 

قراب

حضرت خديجه س

 

 

      

نرجس

كوثر – حضرت زهرا

                                  

 

كوثر

سيدالشهدا

 

 

مطهري ( 18 دي )

قراب

 

 

حضرت زينب س

شهيد مطهري ( 18 دي )

 

 

سيدالشهدا

حضرت زينب س

 

 

 

تاريخ ادبيات 1

 

 

سوالات آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

 

سعادت

حضرت زهرا س

 

 

حضرت زهرا ( كد 10 )

حضرت خديجه س

 

 

18 دي ( مطهري )

سعادت

 

 

حضرت خديجه س

بهشت

 

 

سيدالشهدا

نرجس

 

 

بهشت

حضرت زينب س

 

 

نرجس

18 دي ( مطهري )

 

 

حضرت زينب

سيدالشهدا

 

 

آرايه هاي ادبي

 

سوالات  آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

 

سعادت

حضرت خديجه س

 

 

سيدالشهدا

حضرت زينب س

 

 

بهشت

سيدالشهدا

 

 

حضرت زينب

بهشت

 

 

عترت

18 دي ( مطهري )

 

 

حضرت خديجه س

عترت

 

 

18 دي ( مطهري )

حضرت زهرا س

 

 

حضرت زهرا س

سعادت

 

 

ادبيات فارسي 3

 

سوالات آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

" تجربي

فضيلت

قراب

 

" تجربي

قراب

فضيلت 

 

"

نورالهدي ( كد 4) 

حضرت زهرا س

 

"

سيداشهدا

حضرت خديجه س

 

ادبيات 3 انساني 

حضرت زهرا س

سيدالشهدا

 

" تجربي

مطهري

حضرت زينب س

 

"

حضرت خديجه ( كد5)

نورالهدي

 

"

حضرت زينب س

مطهري

 

"

سيدالشهدا

نرجس

 

ادبيات 3 انساني

نرجس

سعادت

 

ادبيات 3 تجربي و رياضي

سعادت

بهشت

 

ادبيات 3 انساني

سعادت

نرجس

 

ادبيات 3 تجربي

بهشت

سعادت

 

"

نرجس

پيامبر اعظم

 

"

پيامبر اعظم

بهشت

 

"

سيدالشهدا

حضرت زهرا س

 

"

حضرت خديجه س

سعادت

 

"

بهشت

مهديه

 

"

نورالهدي ( كد 5 )

حضرت خديجه س

 

"

حضرت زهرا س

شهيد رجايي

 

ادبيات 3 انساني

حضرت زهرا س

حضرت زينب س

 

ادبيات 3 تجربي

حضرت زينب س ( كد 7

سيدالشهدا

 

 

درس تاريخ ادبيات 2

 

سوالات آموزشگاه

 

آموزشگاه ارزشيابي كننده

 

 

18 دي ( مطهري )

حضرت زهرا س

 

 

 

حضرت زهرا س

عترت

 

 

سعادت

حضرت خديجه

 

 

سيدالشهدا

حضرت زينب س

 

 

عترت

18 دي ( مطهري )

 

 

حضرت خديجه س

سيدالشهدا

 

 

 حضرت زينب س

سعادت

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 12:2  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه شماره 7 فروردین 1390

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 22:38  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه شماره ی 7 فروردین ماه 1390

به نام خالق جهان و روز آفرینش هستی

خبر نامه ی شماره 7  فروردین 1390

گروه آموزشی ا دبیات  منطقه ی کهریزک

 

پروردگارا  ! تدبیر قلب ما را تو ساز کن . گردش آفتاب گردان دل ما را تو هموار کن و ما را به بهترین وقت ونیکوترین حال در این بهار ، بی نیاز کن .

دوستان وسروران گرامی فرا رسیدن نوروز باستانی را به همه ی شما وخانواده های گرامیتان تبریک می گوییم واز خداوند منان سالی خوش همراه با سلامتی را برایتان  آرزومندیم .

                           سر گروه آ موزشی ادبیات منطقه – رونقی

 نگاهی گذرا به نوروز در گذر زمان

 در فرهنگ معین در باره ی نوروز چنین آمده است :

] Naw ( now)- rūč  پﮭ ، nō k- rōč ] 1- روز نو ، روز تازه . 2- بزرگترین جشن ملی ایرانیان که در نخستین روز از نخستین ماه ( فروردین ) سال شمسی – آن گاه که روز وشب برابر گردد – آغاز شود ، جشن فروردین ، جشن بهار ، بهار جشن .

جشن نوروز در زمان آریاییان : این جشن در اصل یکی از دو جشن بزرگ بود ، آریاییان در اعصار باستان دو فصل گرما وسرما داشتند ( طبقه بندی چهار فصل بعد ها بوجود آمد ) فصل سرما ده ماه وفصل گرما دو ماه بود . ولی بعد ها در دو فصل مزبور تغییری پدید آمد چه تابستان دارای هفت ماه وزمستان پنج ماه گردید . در هریک از این دو فصل جشنی برپا می داشتند که هر دو آغاز سال نو بشمار می رفت .....

 منشا و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست ، اما این جشن قدمتی سه زار ساله دارد وقدیمی ترین آیین ملی در جهان به شمار می رود . در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه وتاریخ طبری ، جمشید ودر برخی دیگر از متون کیومرث به عنوان پایه کذار نوروز معرفی شده اند

نوروز در داستان های ملی :

در شاهنامه آمده است که  ، جمشید در حال گذر از آذربایجان  دستور داد تا در آنجا تختی بگذارند وخودش با تاجی زرین روی آن نشست ، با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان منور شد ومردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند

بفر کیانی یکی تخت ساخت                چه مایه بدو گوهر اندر نشاند

که چون خواستی دیو برداشتی            ز هامون بگردون برافراشتی

چو خورشید تابان میان هوا               نشسته برو شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت اوی            فرومانده از فره ی بخت اوی

بجمشید بر گوهر افشاندند                 مر آن روز را روز نو خواندند  ( شاهنامه ، ج 1)

برخی از روایات تاریخی نوروز را به بابلیان نسبت می دهند .طبق این روایت ها ،رواج نوروز در ایران به 538 سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله ی کوروش به بابل برمی گردد. در برخی از روایت ها نیز از زرتشت به عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است . اما در اوستا ( دست کم در گات ها ) نامی از نوروز برده نشده است .

نوروز در زمان هخامنشیان :

نگاره ی تقدیم هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید . که برخی از پژوهشگران ، این مراسم را مربوط به نوروز می دانند . کوروش دوم بنیان گذار هخامنشیان ، نوروز را در سال 538 قبل از میلاد ، جشن ملی اعلام کرد . در این روز برنامه ای برای ترفیع سربازان ، پاکسازی مکان های عمومی ومنازل شخصی و بخشش محکومان اجرا می کرد .که این آیین ها در زمان پادشاهان دیگر هخامنشی نیز برگزار می گردید.در زمان داریوش یکم مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می گردید . شواهد نشان می دهد که داریوش اول هخامنشی  به مناسبت نوروز در سال 416 قبل از میلاد سکه ای از جنس طلا ضرب کرد که در یک طرف آن سربازی در حال تیر اندازی نشان داده شده است .در این دوران جشن نوروز در بازه ای زمانی بین 21 اسفند تا 19 اردیبهشت برگزار می شده است

 نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در این دوران ها نیز نوروز گرامی داشته می شد وجشن های متعددی برگزار می شد که مهم ترین آن ها نوروز ومهرگان بوده است  .

برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز ( دست کم شش روز ) طول می کشید وبه دو دوره ی نوروز کوچک ونوروز بزرگ تقسیم می شد .نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بو واز یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می شد وروز ششم فروردین ( خرداد روز ) جشن بزرگ یا نوروز خاصه بر پا می شد .

در هریک از روز های نوروز عامه ، طبقه ای از طبقات مردم ( دهقانان ، روحانیان ، سپاهیان ، پیشه وران واشراف ) به دیدار شاه می آمدند وشاه به سخنان آنان گوش می داد و برای حل مشکلات آنه دستور صادر می کرد . در روز ششم تنها نزدیکان شاه به حضور وی می آمدند .

شواهدی وجود دارد که در زمان ساسانی سال های کبیسه رعایت نمی شده است بنابراین هر چهار سال ، یک روز از موعد اصلی خود ( آغاز برج حمل ) عقب می ماند ودر نتیجه نوروز در این دوران زمان نوروز همواره ثابت نبوده است ودر فصول مختلف سال جاری بوده است

اردشیر بابکان موسس سلسلهی در سال 230 میلادی که دولت روم را شکست داده بود از اآن دولت خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند . این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت ونوروز در قلمرو روم به lupercal معروف شد.

 نوروز پس از اسلام

از برگزاری نوروز در زمان امویان نشانه ای در دست نیست ودر زمان عباسیان نیز به نظر می رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایا ی مردمی ، از نوروز اشتقبال می کرده اند . با روی کار آمدن سلسله ی سامانیان وآل بویه ، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار می شد .

در زمان سلجوقیان به دستور ملکشاه سلجوقی تعدادی از منجمان ایرانی از جمله خیام برای اصلاح تقویم گرد آمدند .این گروه ، نوروز را در آغاز بهار قرار دادند وجایگاه آن را ثابت کردند . بر اساس این تقویم که تقویم جلالی معروف شد ، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار مقرر شد که هر چهار سال یک بار تعداد روز های سال را به جای 365 روز برابر با 366 روز در نظر بگیرند این تقویم از سشال 392 هجری آغاز شد .   ،

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می شد . درسال 1597 میلادی ،شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار واین شهر را پاییتخت همیشگی ایران اعلام کرد .

 نوروز در دوران معاصر

نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته وعموما" هر ساله برگزار می شده است البته این جشن به صورت علنی توسط برخی از حکومت ها در برخی از کشور ها ممنوع بوده است

حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشور های آسیای میانه از جمله ترکمنستان ،قرقیزستان و تاجیکستان را ممنوع کرده بود واین ممنوعیت تا زمان میخاییل گورباچف تداوم داشت .

با وجود این مردم این منطق نوروز را به صورت مخفیانه ویا در روستا ها جشن می گرفته اند یا برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری روی نوروز می گذاشتند مثلا" در تاجیکشتان با عنوان جشن لاله یا جشن 8 مارس آیین های نوروزی را به جای می آوردند . همچنین در افغانستان در زمان حکوت طالبان برگزاری جشن نوروز ممنوع بوده واین حکومت فقط تقویم هجری قمری را به رسمیت می شناخت .

 جغرافیای نوروز

جغرافیای نوروز با اسم نوروز یا مشابه آن به سراسر خاورمیانه ، بالکان ، قزاقستان ، تاتارستان وآسیای میانه چین شرقی ( ترکستان چین ) ، سودان ، زنگبار ، آسیای کوچک ، سراسر قفقاز تا آستراخان ، آمریکای شمالی ، هندوستان ، پاکستان ، بنگلادش ،بوتان ، نپال وتبت محدود می شود . کشور هایی مانند مصر وچین جشن هایی مشابه نوروز نیز برگزار می کنند در تاریخ 30 مارس 2009 ( 10 فروردین 1388 ) ، پارلمان فدرال کانادا ، نخستین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز ( nowruz day) عید ملی ایرانیان وبسیاری از اقوام دیگر نام گذاری کرد . در تاریخ 24 فوریه 2010 سازمان ملل متحد با تصویب یک قطع نامه در مقر سازمان در نیویورک ، عید نوروز را به عنوان روز بین المللی نوروز وفرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت .

 

                       هر روزتان نوروز باد .  

                   با آرزوی برپایی نوروزها ی جاودانه تر و با شکوه تردر طول تاریخ بشریت

                              گروه آموزشی ادبیات فارسی منطقه ی کهریزک

  

منابع : فرهنگ معین،  ج 4،  انتشارات امیر کبیر،1382 .

       شاهنامه ی فردوسی  بر اساس چاپ مسکو ، سعید حمیدیان ،  ج 1 ، چ 5 ، نشر قطره ، 1379 .

        ویژ نامه نوروزی هفته نامه امین جامعه ، نوروز 1390 .  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 22:28  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره ی 6 اسفند ماه 89

به نام خالق دانایی

خبر نامه ی شماره ی 6 – اسفند ماه 1389

گروه آموزشی ادبیات فارسی منطقه ی کهریزک

 علم نعمت بزرگی است که در زندگی تاج افتخار و پس از مرگ یادگاری درخشان خواهد بود. حضرت علی (ع)

 عوامل تاثیر گذار در یادگیری :

 مسئله ی تدریس امری پیچیده ودشواراست از آن جا که  معلم در تدریس با متغییر های گوناگونی مواجه است باید سعی کند با جابجا کردن و کنترل متغیر های مختلف وضعیتی را فراهم نماید که یادگیری بهتر انجام گیرد .

  از جمله ی این متغیر ها که در محیط یادگیری تاثیر دارند می توان به عواملی همچون ویژگی های معلم وشاگرد ،ساخت نظام آموزشی ، محتوای آموزشی ومتغیر های دیگر اشاره کرد. مسلما " معلم نمی تواند همه ی این عوامل را در کنترل داشته باشد ، معلم فقط با شناختن چنین عواملی قادر خواهد شد تا در تنظیم برنامه ی تدریس خود تصمیمی آگاهانه بگیرد .

 برخی از عوامل موثر در امر تدریس عبارتند از :

 ویژ گی های شخصیتی و علمی معلم :

 تردیدی نیست که اصلی ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب برای یاد گیری ، معلم است . او می تواند نواقص کتب درسی وکمبود امکانات آموزشی را مرتفع ویا بر عکس بهترین موضوع تدریس را با عدم توانایی خود در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب ، به محیط سرد وبی روح وغیر جذاب تبدیل کند .بنا براین کل شخصیت معلم است که در ایجاد شرایط یاد گیری وتغییر وتحول دانش آموز تاثیر گذار است ، نه تجارب و دیدگاههای علمی معلم به تنهایی .

 1- ویژ گی های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس :

  دیدگاه معلم و فلسفه ای که به آن اعتقاد دارد در چگونگی کار او تاثیر به سزایی دارد به طوری که او را از حالت شخصی که در تدریس مهارت دارد خارج و به صورت انسان ارزشمندی در می آورد که مسئولیت بزرگ تربیت انسان به عهده ی اوست .

با توجه به این که ویژگی های شخصیتی معلم از جنبه های مختلف قابل بررسی و تامل است اما در این جا فقط به نوع نگرش وروابط معلم نسبت به شاگردان اشاره ای خواهیم کرد وآنان را به دو گروه شاگرد نگر و درس نگر تقسیم می کنیم .

 1-1 معلمان شاگرد نگر :

  این گروه از معلمان شاگردان را هسته ی مرکزی فعالیت خود قرار می دهند وآن ها را محور اصلی فعالیت های آموزشی می دانند .آنان فعالیت ورشد همه جانبه ی شاگردان را در نظر گرفته ومواد درسی وانتقال دانش را برای پرورش آنها به کار می برند وبه طور کلی به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. معمان شاگرد نگر اگر اطلاعات و دانش زیادی هم داشته باشند انتقال همه ی آن ها را به شاگردان چندان مهم نمی دانند بلکه بیشتر فعالیت خود رابر عمل آموزش وپرورش شاگرد متمرکز می کنند . این دسته از معلمان هم به ویژ گی های فردی وهم به شرایط جمعی دانش آموزان توجه دارند .

  2-1 معلمان درس نگر :

  معلمان درس نگر بیشتر به درس اهمیت می دهند تا پرورش دانش آموزان .

این دسته از معلمان تمام سعی شان این است که به هر طریقی که شده درس را به شاگردان انتقال دهند .

گروه درس نگر به تفاوت های فردی توجه چندانی ندارند وآن را چندان مهم تلقّی نمی کنند بلکه اعتقاد دارند شاگردان موظفند درس را به طور کامل یاد بگیرند وبه معلم پس بدهند ، به همین دلیل کسب دانش در درجه ی اول اهمیت قرار داردوخود به دو دسته ی درس نگر علمی ودرس نگر فلسفی تقسیم می شوند .

از نظر رفتار ، معلم چه شاگرد نگر وچه درس نگر ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقت طلب یا اقتدار طلب باشد. بنابراین وبه طورکلی با توجه به رفتار معلم وعلاقه ی او به شاگرد یا درس به این نتیجه می رسیم که شخصیت معلم تاثیر به سزایی در تدریس ویادگیری دانش آموزان داردواز این واقعیت نیز نباید غافل شد که شخصیت هر انسان به تدریج وبه مرور کامل خواهد شد .واین موضوع هم برای معلم وهم برای دانش آموز مصداق دارد.

 

                                            با آرزوی توفیق برای کلیه ی رهروان راه علم ودانش

                                                         تهیه وتنظیم : گروه آموزشی ادبیات منطقه ی کهریزک                                                       

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 23:16  توسط سرگروه ادبیات  | 

اعلام برندگان المپیاد های ادبی دبیران ودانش آموزان

به نام خدای دانا 

ضمن عرض سلام وخسته نباشید

 نتایج وبرندگان  المپیاد های دبیران و دانش آموزان را به اطلاع شما عزیزان می رسانیم .

با  آرزوی توفیق وسربلندی برای  کلیه ی شرکت کنندگان .

 

 

آموزشگاه نرجس

 

 

سرکار خانم زهرا ترکمان پری

 

 

المپیاد دبیران با موضوع علم معانی وبیان

 

آموزشگاه حضرت خدیجه ( س)

 

 

 

خانم فاطمه  محبوب شعار

 

 

لمپیاد آرایه های ادبی

 

   آموزشگاه  فضیلت

 آموزشگاه نرجس   

 

 

 

 خانم مهسا محمدی سوم تجربی

 خانم مژگان طیبی سوم ریاضی

 

 

 

 المپیاد ادبیات وزبان فارسی 3ویژه ی  رشته های تجربی وریاضی وهنرستان ها

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 12:18  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره ی 5 - بهمن ماه 88

 

به  نام خدا

خبر نامه ی شماره ی 5 بهمن ماه1388

گروه آموزشی ادبیات فارسی منطقه ی کهریزک

ضمن عرض سلام خسته نباشید

خبرنامه ی این ماه را با موضوع راهکار هایی برای تدریس تاریخ ادبیات واهداف ارزشیابی برای  این درس  در نظر گرفته ایم امید است مورد استفاده ی همکاران واقع گردد.

 گروه ادبیات از شما سروران درخواست می نماید که راهکارها و نظرات خود را جهت استفاده ی دیگر همکاران وتبادل فکر واندیشه درراه دانش افزایی وتدریس بهتر این درس با ما در میان بگذارید . با آرزوی سربلندی  و سعادت .

 

تعریف ارزشیابی مستمر

ارزشیابی مستمر به معنای اجرای مستمر ارزشیابی تکوینی با توجه به شاخص های آن در کلاس درس است .

ارزشیابی مستمر فعالیتی است که به منظور اصلاح موضوع مورد ارزشیابی یعنی برنامه ی آموزشی به کار می رود.که می تواند در پایان هر بخش تدریس شده در طول سال تحصیلی وبه صورت روزانه ، هفتگی یا ماهانه انجام گیرد.این ارزشیابی می تواند به صورت فردی یا گروهی باشد.

 

اهداف ارزشیابی مستمر

 

- پی بردن به نقاط ضعف وقوت برنامه     

- ایجاد شرایط مناسب برای یادگیری های بعدی

- تقویت حس اعتماد به نفس در دانش آموزان

- آگاهی یافتن دانش آموزان از سطح عملکرد خود و دیگران

- کمک به دانش آموزان در توسعه ی مهارت های خود

- یافتن راه های بهتر برای برطرف کردن نقاط ضعف وتقویت نقاط مثبت در امر یادگیری

- توانمند نمودن دانش آموزان برای حل مسائل و ایجاد تغییرات سازنده در امر آموزش وزندگی

- ارزشیابی مستمر را نباید نقطه ی پایان آموزش وبخش جدایی ناپذیری از فرآیند یادگیری ویاد دهی بدانیم

- و......

 

                                                                                                                                   

 

  ارائه ی  راهکار هایی برای تدریس تاریخ ادبیات ایران وجهان    

 

- آموزش غیر مستقیم مطالب درسی

- لزوم نو آوری در درس تاریخ ادبیات ودادن جلوه های ویژه وجذاب جهت فهم ودرک بیشتر دانش آموزان

- ادغام وبه کارگیری همزمان روش های سخنرانی وکنفرانس ،نمایش و....

- گروه بندی دانش آموزان ومشارکت فعال گروه های دانش آموزی در زمان تدریس وایجادشرایط و فضایی مناسب برای بحث های گروهی

-ایجاد شرایط لازم تا دانش آموزان از یادگیری وعملکرد خود ودانش آموزان دیگر ارزشیابی کنند .

- بین هدف ها ،محتوا وروش های یاددهی ویادگیری مربوط به هر درس تناسب وهماهنگی های لازم را رعایت کنیم .

- ایجاد رغبت وشور ونشاط درفضای کلاس با به کارگیری روش هایی چون اجرای نمایش وایجاد حس رقابت سازنده برای اجرای بهتر بین گروه ها

- استفاده از سایت های اینترنتی

- استفاده از عکس های شاعران ، آرامگاه ها ، وپوستر به خصوص برای شاعران معاصر

 - نشان دادن کتاب های شاعران ونویسندگان ومشاهیر ادب فارسی وآوردن آن ها در کلاس هنگام تدریس

- بازدید از آرامگاه ها و اماکن باستانی مربوط به دروس تاریخ ادبیات

- کم کردن حجم مطالب درسی و تعداد زیادی از اسامی که برای یادگیری دانش آموزان ضروری به نظر نمی رسد.

-فقط  بر محفوظات دانش آموزان تکیه نکنیم وهدف یادگیری ودرک درست از موضوعات ودوره های مهم وشاخص های هر دوره باشد.

-  به دلیل حفظ کردنی بودن مطالب و کهنگی ونامانوس بودن فضا ها و محیط های تاریخی وشهرها واماکن باستانی ، این درس نیاز به باز نگری وتطبیق آن با فضای امروزی زندگی دانش آموزان دارد .

- و.....

 

 

با آرزوی توفیق وپیشرفت روز افزون

رونقی - سرگروه آموزشی منطقه ی کهریزک  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 10:55  توسط سرگروه ادبیات  | 

دعوت از همکاران برای بازدید از ظهیرالدوله

باسمه تعالي

 

به اطلاع كليه ي همكاران گرامي مي رساند گروه آموزشي ادبيات فارسي منطقه درنظر دارد  با همكاري ناحيه 2 ري وكانون فرصت روز يكشنبه مورخ 24/11/89 از آرامگاه جمعي از شاعران 

ومشاهير ادب فارسي در ظهير الدوله بازديد به عمل بياورد .از همكاران عزيز دعوت مي شود جهت عزيمت راس ساعت3 1 درمحل كانون بسيج شهر ري ( روبروي پاركينگ شهر ري ) حضور بهم رسانند .

                

          با آرزوي توفيق                             سر گروه آموزشي ادبيات فارسي منطقه كهريزك 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 18:49  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره 4 با عنوان ادبیات وتاریخچه ی عاشورا از گذشته تا کنون

به نام خدا

خبر نامه ی شماره ی 4  منطقه ی آموزش و پرورش کهریزک

گروه آموزشی ادبیات فارسی – دی ماه 88

 

اربعین سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین تسلیت باد

 

ضمن عرض سلام و خسته نباشید به اطلاع همکاران عزیز می رساند که در سال گذشته پیرو فراخوان مقاله از طرف گروه آموزشی ادبیات فارسی منطقه با عنوان"  ادبیات عاشورایی "  تعدادی از همکاران آثارخود را به گروه ارسال نمودند که ضمن تشکر وقدر دانی مجد د  از تمام همکاران شرکت کننده ، به مناسبت اربعین حسینی  در ذیل خلاصه و بخشی از مقاله ی  جامع ومفصل همکار محترم  خانم شادهی  آورده می شود .با آرزوی توفیق وسلامتی

 

شناخت تاريخ و سيره‌ي اهل‌بيت‌(ع):

اولين عنصر مهم و محتوايي مداحي تسلط بر تاريخ مي‌باشد. در اين بخش درباره‌ي ارزش «شناخت تاريخ» و نحوه‌ي برخورد مداح با آن يعني شيوه‌هاي كاربرد «تاريخ» در برنامه‌هاي مداحي سخن خواهيم داشت. يكي از عواملي كه بعد محتوايي كار مداحي را تكميل مي‌كند «بيان تاريخ اهل‌بيت(ع)» ‌است. آري! مداح بايد در برنامه‌هاي خويش درصدد ارائه‌ي سيره‌ي اهل‌بيت(ع) برآمده‌ي اين سيره را در «تاريخ» جستجو كرده و آن را با ابزار «مداحي و هنر» به مستمع انتقال دهد. در اين راه؛ بايد كتاب‌هاي تاريخي را بشناسد و «مستندترين» و «قوي‌ترين» و «جامع‌ترين» آن‌ها را مطالعه نمايد. به عبارت ديگر «مرجع‌شناسي» خود را در كار مداحي تقويت نمايد. بتواند ميان نقل‌هاي تاريخي «صحيح»، «مشكوك» و «غلط» تفاوت قائل شود. در انتقال تاريخ و سيره‌ي اهل‌بيت(ع)، اصل «بيان هنري» را در نظر داشته باشد، به عبارت ديگر از بيان تاريخ، به صورت خشك، پرهيز كند و با شناخت «استعدادها» و «خلاقيت‌هاي فطري» خويش، سعي در ارائه‌ي مطالب تاريخ به صورت «ذوقي» و «هنري» داشته باشد.
آن گاه كه مداح كتاب‌هاي مستند تاريخي را شناخت و بهترين و جامع‌ترين آن‌ها را انتخاب نمود، لازم است كتاب‌ها را از چند جنبه‌ي مختلف، مطالعه نمايد:
الف) مطالعه تاريخ اهل‌بيت(ع) و آگاهي از جنبه‌هاي مختلف آن از جمله:  سال تولد و شهادت ائمه‌ي‌ اطهار(ع)، شناخت حاكم زمان و شيوه‌ي حكومت او. ا ين آشنايي ضمني و مختصر، كه همه‌ي آحاد مردم، لازم است ازآن بهره‌مند باشند، مداح را درجريان كلي زندگي ائمه‌ي‌‌اطهار(ع) قرارمي‌دهد و زمينه‌هاي ذهني براي تحليل وبررسي سيره‌ي ايشان را براي‌او فراهم مي‌نمايد.
ب) جستجو و تأمل در تاريخ، جهت شناخت سيره‌ي اهل‌بيت(ع):
 بي‌ترديد، تاريخ، خالي ازحب و بغض نيست چرا كه بعضي تاريخ‌نگاران (به جز موارد) به دلايلي حقيقت را با غرض‌ها آلوده‌اند. به همين دليل نمي‌توان به همه‌ي آن‌چه درتاريخ مي‌خوانيم، اعتمادكنيم و لازم است براي درك حقيقت از ابزارهاي ديگري چون «كتاب خدا»، «سنت اهل‌بيت(ع)» و «عقل» كمك بگيريم و نقل‌هاي تاريخي درمورد اهل‌بيت(ع) را با اتكاء به سه مورد ياد شده «قبول» يا «رد» كنيم .مسلماً در اين مسير، وظيفه‌ي مداح، به‌ عنوان يك «رسانه‌ي تبليغي» (كه بر فكر و روان مخاطب اثرگذار است) فراتر از حد مطالعه‌ي يك جزوه‌ي شعر و حفظ كردن آن براي يكي دو مجلس مداحي است! آري! براي رسيدن به هدف مطلوب، لازم است ذهن او آمادگي لازم براي «تحليل تاريخ» را بيابد و با شگردهاي مختلف «انتقال تاريخ» به صورت «هنري» آشنا شود.

مهم‌ترين آثار و بركات تبليغ و فرهنگ مداحي عبارتند از:

1- آشنا شدن مردم با معارف دين، كه در پرتو تبليغ صورت مي‌گيرد
2- احياي روحيه‌ي ايثار، حماسه‌ي جهاد، شهادت، شور و فداكاري
3- اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظلم
4- پالايش روح و تزكيه‌ي نفس كه در مجالس اهل‌بيت(ع) با هنر مداحي و تبليغ امكان‌پذير است
5- پشيماني از نافرماني‌ها و آلودگي‌ها كه حقيقت توبه است در پرتو مجالس نوراني اهل‌بيت(ع)
6- پيوند عميق عاطفي بين امت و الگوها‌ي راستين (با معرفي خوبان و پاكان روزگار)
7- زنده نگه داشتن ياد و تاريخ پُرشكوه حسيني و قيام عاشورا
8- وسيله‌ي برقراري رابطه‌ي معنوي با خداوند و انس و الفت دل با حق تعالي


آسيب‌شناسي فرهنگ عزاداري حسيني(ع):

آسيب‌هاي محتوايي:

روضه‌هاي دروغ و بي‌اساس و تحريفات:

از عمده‌ترين ضعف‌ها، تحریف حقايق تاريخي، سيماي حوادث و چهره‌هاي معصومين و اهل‌بيت(ع) است. گاهي كساني به عمد و براي اغراض خاص، دست به تحريف مي‌زنند؛ گاهي هم نداسته و بي‌اطلاع، از مطالب تحريف شده استفاده و آن‌ها را بازگو مي‌كنند و در نتيجه، به فرهنگ عمومي جامعه و باورهاي ديني مردم سرايت مي‌دهند.
انواع تحريف:

تحريف انواعي دارد كه مهم‌ترين آن عبارت است از؛ تحريف لفظي و تحريف معنوي.
تحريف لفظي اين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند، مثلاً از يك گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا جمله‌‌ها را چنان پس و پيش كنند كه معني آن فرق كند، يعني در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف كنند.
تحريف معنوي اين است كه در لفظ تصرف نمي‌شود، لفظ همان است كه بوده آن را طوري معني مي‌كنند كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است. مطابق مقصود شخصي است كه تحريف‌كننده است نه مطابق مقصود گوينده.
صد سال قبل مرحوم محدث نوري در لؤلؤ و مرجان از آن ناليده و به نحو مبسوط در نكوهش دروغ و دروغ‌گويي‌ در عزاها سخن گفته و نمونه‌هايي هم آورده‌اند.
شهيد مطهري(ره) درباره‌ي اين كتاب مي‌گويد: «من خيال نمي‌كنم كه در هيچ كتابي درباره‌ي دروغ به طور كلي به اندازه‌اي كه در اين كتاب مطرح شده، بحث شده باشد. چنين كتابي شايد در دنيا وجود نداشته باشد. كلام معصومين(ع) و نحوه‌ي برخورد و سلوك ايشان در هنگام مصيبت، اضطرار، غم، خشم، شادي و.... بسيار بسيار ظريف‌تر و دقيق‌تر از آن است كه ما و امثال ما بتوانيم در چارچوب «زبان حال» به جاي آن بزرگواران حرف بزنيم.
آن‌چه درباره‌ي حادثه‌ي عاشورا روي داده، بيش‌تر همان تحريف معنوي مي‌باشد.

 استفاده از اشعار نامناسب:

يكي از خصوصيات و لوازم مداح شدن در گذشته آشنايي با ادبيات، شناخت شعر و تسلط بر نحوه‌ي اجراي اشعار مختلف بوده است. اما امروزه بعضي از مداحان جوان اين نياز را در خود احساس نمي‌كنند و با پياده كردن اشعار از روي نوار و
CD
بر روي كاغذ و دوباره‌خواني آن‌ها، ديگر حتي نگاهشان به ديوان‌ها و مجموعه‌هاي شعر نمي‌افتد.
يكي از توصيه‌هاي مهم رهبر معظم انقلاب به مداحان، اهميت دادن به شعر و نخواندن اشعار سبك وضعيف درمجالس است. حتي اگرآن شعرضعيف بااخلاص وحالي‌خوش سروده شده‌باشد.

محو شدن برخي سنت‌هاي پسنديده:

در گذشته بين جامعه‌ي مداحان بعضي سنت‌هاي پسنديده رواج داشته، از جمله خواندن قصايد پندآموز و يا خواندن متن يك روايت همراه با نوحه و توضيح مختصر كه براي آماده‌تر شدن دل‌ها و ايجاد هوشياري بيداري در مستمع، بسيار مفيد بود.
در بعضي مواقع نيز مجلس با مناجات آغاز مي‌شده و به قول يكي از منبريان قديمي تهران اول خودشان را آماده مي‌كردند براي امام حسين(ع) گريه مي‌‌كردند. اين روزها به نظر مي‌رسد كه در بين مداحان جوان و امروزي اين سنت‌هاي نيكو در حال از بين رفتن است.
امامان كه اين همه تأكيد بر عزاداري داشتند، بر اين نكته تأكيد داشتند كه عزاداري‌ها بايد جهت روشن‌گرانه، افشاگرانه و هدايت‌گرانه داشته باشد. براي اين كار عملاً از شعراي متعهد و ارزشي آن روز كه نقش مداح‌ها و مرثيه‌خوان‌هاي امروز را داشتند تجليل‌ها و تكريم‌ها مي‌كردند.
چرا امام سجاد(ع) به «كميل» مي‌گويد كه ما از پاداش كار و اشعار تو عاجزيم، خدا خودش به تو پاداش دهد.
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «خدايا گناهان گذشته و آينده «كميت» و گناهاني كه پنهان و آشكار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضي شود.»
اين بدان دليل است كه او شاعر متعهد و ارزشي است. قصيده‌هاي «هاشميات» 578 بيتي او تمام، معرفي اهل‌بيت(ع) فجايع بني‌اميه و حكومت عدل اسلامي است.

طرح مطالب ذلت‌آميز:

تعبيرهايي هم‌چون زينب‌مضطر، امام‌زين‌العابدين‌بيمار و.... ازآسيب‌هاي محتوايي مداحي‌است.
«ولله العزه ولرسوله وللمؤمنين و....» «عزت از آن‌ خدا است و رسولش و مؤمنان و....»
سوره‌ي منافقون، آيه‌ي 8
پس ذلت از ساحت مقدس اهل‌بيت(ع) به دور است. «حسيني» كه نه تنها خودش نماد عزت است بلكه به بازماندگان خويش هم تأكيد بر حفظ عزت دارد زماني كه به حضرت زينب(س) فرمود: «خواهرم تو را قسم مي‌دهم كه پس از من گريبان چاك مكن، سيلي بر صورت مزن و بر من واژه‌هاي واي و نابودي به كار مبر.»
آن‌گاه كسي بيايد و بگويد كه امام حسين(ع) به عمر سعد پيشنهاد داد: رهايم كن تا از همان راهي كه آمدم برگردم! يا بگذار به مرز و سرحدات ترك بروم و با آن‌ها بجنگم! و يا مرا پيش يزيد ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بيعت كنم! اين ذلت محض است و قطعاً دروغ است. چون با ساحت مقدس سيدالشهدا(ع) سازگاري ندارد، گر چه آن را «ابن قتيبه دينوري»، «ابوالفرج اصفهاني»، «ابن عساكر دمشقي»، «ابن اثير جزري» و مانند آن‌ها نقل كرده‌اند.
به كار بردن الفاظ خلاف شأن اهل‌بيت(ع):

برخي از ذاكرين در مدايح اهل‌‌بيت(ع) تعبيراتي مانند؛ «مست مستم من، هر چه باداباد، علي پرستم من، هم‌چون زهرا مادرت، از همه خوشگل‌تر، يا اباصالح(ع) بيا» را به كار مي‌برند كه به نظر مي‌رسد با شأن اهل‌بيت(ع) منافات دارد. به كار بردن اين‌گونه الفاظ چه صورت دارد؟
حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي(دام‌ظله‌العالي): «معلوم نيست ظاهر اين الفاظ مرادشان باشد و در هر صورت الفاظ خوب و اشعار بهتر فراوان است آ‌ن‌ها را بخوانند.»
مرحوم حضرت آيت‌‌ا... تبريزي(ره): «به كار بردن تعبيراتي كه در بين مردم سبك محسوب مي‌شود در مورد ائمه‌ي معصومين(ع) اشكال دارد.»
حضرات آيت‌ا... صافي گلپايگاني(دام‌ظله‌العالي): «بايد در مدايح اهل‌بيت(ع) از بهترين و رساترين مدايح كه مشتمل بر مضامين صحيح و اقتباس از آيات و احاديث و نكات شعري ادبيات و دور از غلو است استفاده شود.»
حضرت آيت‌ا... بهجت(دام‌ظله‌العالي): «البته با الفاظي كه در شأن آن بزرگواران نيست نبايد مدح كنند و الفاظ مناسب‌تر فراوان است.»
حضرت آيت‌ا... مكارم‌شيرازي(دام‌ظله‌العالي): «اين‌گونه تعبيرات مناسب نيست.»
مداح و مخاطب‌شناسي:
لازم است كه مداح قبل از ورود به مجلس، اجمالاً مستمع خود را بشناسد و بداند كه از چه قشري است و در چه سطح معنوي قرار دارد تا راحت‌تر بتواند با او رابطه برقرار كند نه اين‌كه از يك كار در بيايد و از در ديگر بيرون رود. شناخت مستمع از لوازم مهم كار مداحي است. بهتر است قبل از ورود به مجلس اطلاعاتي در اين زمينه و هم‌چنين در زمينه‌ي وضعيت جلسه كه، كسي خوانده يا نه، موضوع سخنراني چه بوده، مداح قبلي بيش‌تر روضه خوانده و يا بيش‌تر شعر خوانده و اين‌گونه مسائل كه در راستاي انجام وظيفه‌ي بهتر اوست اطلاع يابد. علاوه بر اين گروه‌هاي سني مختلف را مدنظر گرفته و متناسب با هر كدام مجلس‌داري كند.

شناخت و پژوهش سوگواري امام حسين عليه‏السلام در جهان

امروزه سوگواري امام حسين عليه‏السلام در شبه قاره هند، آناتولي و آسياي صغير، مصر و مغرب وكشورهاي آفريقايي، ايران، افغانستان، و حتي كشورهاي اروپايي رونق دارد و به عنوانيك عامل تأثيرگذارموجب ترويج تشيع در جهان شده است.

امروزه سوگواري امام حسين عليه‏السلام در شبهقاره هند،آناتولي و آسياي صغير، مصر و مغرب وكشورهاي آفريقايي، ايران، افغانستان،و حتي كشورهاي اروپايي رونق دارد و به عنوان يك عامل تأثيرگذارموجب ترويج تشيع در جهان شده است.

شناخت و پژوهش اين مراسم ارزش آن را دارد كه پژوهشكده ويژه‏اي بدان اختصاص يابد. تعزيه‏گرداني، شبيه     خواني، نوحه‏گرايي،سينه و زنجير زني در شمار ابزارهاي انتقال مفاهيم ديني و عرفاني شيعه به جهان شمرده مي‏شوندو همين ابزارها با توجه به جنبه‏هاي نمايش آييني، زيبايي شناختي و ابعاد هنري و نيزفرصتهايي كه براي مشاركت مردم فراهم مي‏سازند، هنر مقاومت را به مخاطبان خود آموزش مي‏دهند و درمطبوعات و كتابها و اسناد زيادي مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته‏اند.

ما در اينجا فقط به جلوه‏هايي از اين مراسم در بخشي از قلمرو وسيع اسلام اشاره مي‏كنيم و بدون ترديدپژوهش جامع به فرصت و فراغت بيشتري نيازمند است.

1ـ سوگواري مردم عراق و جهان عرب

مراسم عزاداري امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا، از زمان شهادت آن حضرت به ويژه پس از دستورمتوكل عباسي براي ويراني قبر او در كربلا و شهرهاو روستاهاوميان چادرنشينان شكل گرفت و با گذشت زمان هيأتها و اجتماعاتي تشكيل شد. اين سنّتهاي ديني كهدر محرم و صفر اجرا مي‏شوندامروزه در همه روزهاي محرم و اربعين، مردم عراق از شهرهاي مختلف و حتي زائران ديگر كشورهاي عربي واسلامي به سوي كربلا سرازير مي‏شوند و دسته‏هاي بزرگي به نام دسته انصار به حركت در مي‏آيد(1). اين حركت مردمي همراه با آرامشو وقار گريه‏كنان با سرها و پاهاي برهنه و لباس سياه، موجب اندوه عميق دربيننده مي‏شود. پرچمهاي سياه كه شعار عزا و سوگواري است در پيش روي هر دسته‏اي حركت داده مي‏شود.

نوحه‏سرايي نيز در بزرگداشت ياد امام حسين عليه‏السلام در عراق از رواج برخوردار يادبود عاشورا و حماسه محرم از عراق به كشورهاي يمن، حجاز، حضرموت، كويت، بحرين، مسقط، عمان،قطر، احساء و قطيف و ايران راه يافت و حسينيه‏ها،امام‏باره‏ها، ماتم‏سراها و تكيه‏ها در اين كشورها بنا شد و هر قومي به زبان و سنت خود به احياي اين سنتها و حفظ نام حسين و ياد كربلا اقدام نمودند .

پيشينه نوحه‏سرايي براي امام حسين عليه‏السلام و شهداي فاجعه كربلا در سوريه و لبنان به زمان شهادت آن حضرت در سال 61 ق برمي‏گردد و بر اساس روايتي شهر حلب، مدفن رأس الحسين است و به همين دليل از زمان حمدانيان و به ويژه از دوره حكومت عبداللّه‏ بن حمدان اين مراسم به طور آشكار صورت مي‏گرفته است. در واقع، حكومت آل بويه در عراق و ايران و حكومت فاطميان در مصر و حكومت حمدانيان در سوريه و لبنان در ترويج اين سنت تأثير داشته‏اند.

2ـ نقش ايرانيان در حفظ و احياي مراسم حسيني

در شهرهاي شيعه‏نشين ايران، به ويژه از زمان مهاجرت امام رضا عليه‏السلام و حضرت معصومه نوحه‏سرايي به دفاع از علويون صورت مي‏گرفت و بعدها اين سنت با حمايت پادشاهان آل بويه توسعه يافت و از زمان حاكميت صفويه فراگير شده، به يكي از سنتهاي عامه مردم تبديل گرديد. اين سنت در قالبهاي سخنراني، مداحي، نوحه‏خواني، سينه‏زني، زنجيرزني، علمداري، كتبيه‏نگاري، كاشيكاري، نقاشي، خوشنويسي، تعزيه‏گرداني، پرده‏داري، نقالي، گلدوزي، و نقاره‏نوازي تجسم يافته است؛ هر چند گستره نمود عاشورا در هنر قدسي ايران بسيار وسيع‏تر از آن است كه انسان با يك نگاه سطحي بتواند جلوه‏ها و تأثيرهاي فرهنگي آن را شناسايي و ارزيابي كند.

ايرانيان با توجه به وفاداري و گرايشهاي عميق خود به امام حسين و مكتب سرخ شهادت، در انتقال سنتهاي عاشورايي به تمام كشورهاي آسيايي دخالت مستقيم داشته‏اند.

در بسياري از شهرهاي افغانستان به ويژه در قندهار، هرات، كابل، مزار شريف و جلال آباد نوحه‏سرايي از ديرباز برگزار مي‏شده است. در صحن مزار شريف و تكيه نزديك آن، دهه اول محرم هر سال نوحه‏سرايي و مجالس عزا برگزار مي‏شود. در اين مجالس اهل سنت نيز شركت مي‏كنند. پشتونهاي افغانستان و پاكستان ماه محرم را ماه حسن و حسين مي‏نامند .

3ـ اجراي مراسم عاشورا در كشورهاي حوزه ديگر ماوراءالنهر

در قفقاز و آذربايجان كه تا دو قرن پيش، بخشي از پيكره ايران زمين بودند، به ويژه نخجوان، ايروان، باكو و تفليس، نوحه‏سرايي و حركت دسته‏ها در محرم و صفر برگزار مي‏شود.

در تركمنستان به ويژه خيوه، مرو، عشق آباد، سمرقند، تاشكند و بخارا عزاداري صورت مي‏گيرد و حاكميت ماركسيسم هم نتوانست اين مراسم را از يادها ببرد. اين مراسم در تبت و برخي از كانونهاي شيعه‏نشين چين نيز رواج دارد.

در منطقه‏اي در مركز قرقيزستان در 120 كيلومتري شهر بيشكك كه بيش از يك هزار خانواده مهاجر آذري ايراني زندگي مي‏كنند، آنان ضمن حفظ سنتهاي ديني خود، بيش از 50 سال در زمان حاكميت كمونيستها به طور پنهاني عزاداري مي‏كردند.

در حال حاضر اين شهرك ايرانيان داراي سه مسجد است كه در طول ماههاي محرم و صفر شب و روز فعال هستند و مردم در آنها اجتماع مي‏كنند مردم مركه در اين ماهها لباس سياه مي‏پوشند و تا پاسي از شب نوحه‏سرايي و گريه و زاري مي‏كنند.

4ـ عاشورا در شبه قاره هند

مراسم روضه‏خواني و نوحه‏سرايي با مهاجرت فرهيختگان ايراني به هند در دوره ايلخانان از ايران به اين كشور راه يافت و فرهنگ اين سرزمين را تحت تأثير قرار داد(9). در ابتدا همه اشعار و كلمات نوحه‏خوانان به زبان فارسي بيان مي‏شد(10).

مراسم تعزيه‏داري، براي اولين بار به وسيله تيمور لنگ به هندوستان برده شد و امپراتوران مغولي با جديت اين مراسم را رواج مي‏دادند. با اعلام تشيع به عنوان مذهب رسمي توسط سلطان قلي قطب شاه كه حكومت وي تا سال 950 ق در دكن (جنوب هند) دوام آورد در بخشي از اين كشور عزاداري حضرت امام حسين عليه‏السلام با شكوه تمام برگزار مي‏شد. وي براي اجراي مراسم عزاداري محرم، عاشورخانه‏اي ساخت(11).

امروزه نمايش شهادت امام حسين عليه‏السلام با شور و حرارت خاصي در شهرهاي بزرگ هند مانند دهلي، لكهنو، حيدرآباد، بمبئي و كلكته برگزار مي‏شود؛ هر چند نحوه اجراي آن در هر يك از اين شهرها متفاوت است ،در هندوستان در ايام محرم، تعزيه و ضريح، دو بخش مهم از وسايل مراسم و عزاداري را تشكيل مي‏دهند. از روز اول ماه محرم همه عزاخانه‏ها به وسيله عَلَم و ضريح تزيين مي‏شوند و مجالس سوگواري هر روز در اين عزاخانه‏ها برپا مي‏شود و مجالس عمومي‏تر در امام باره‏هاي بزرگ منعقد مي‏گردد. در بعضي از شهرها برهمنها نيز در ايام محرم و روز اربعين در مجالس عزا شركت مي‏كنند(13). در گذشته و تا امروز بسياري از مهاراجه‏هاي هند نيز در مراسم تعزيه شركت مي‏نمايند. در شهرهاي حيدرآباد و بمبئي عده زيادي از ايرانيان مقيم هند به مراسم عزاداري غناي بيشتري مي‏بخشند و اسباب رونق آن را در اين كشو فراهم مي‏سازند.
در لكهنو، دهلي، چنّايي، كلكته و ساير نقاط هند مراسم ماتم همراه با افروختن آتش انجام مي‏شود. در اين نقاط حنفي مذهبها و صوفيان به يادبود شهداي كربلا عزاداري مي‏كنند.

5 ـ مراسم عاشورا در آسياي صغير

بر اساس نوشته متين آند محقق ترك، مراسم مربوط به كربلا را در تركيه و آسياي صغير مي‏توان به گونه‏هاي زير تقسيم كرد:

1ـ نمايشهاي محرم در ميان ايرانيان مقيم تركيه.

2 ـ مراسم ماه محرم و اعتقادات مربوط به آن در ميان فرقه بكتاشي و علويان.

3 ـ ادبيات نمايشي مربوط به واقعه كربلا در تركيه

متين آند پس از نقل تاريخچه برگزاري مراسم محرم در ميان ايرانيان مقيم استانبول يادآور مي‏شود كه قانون جدايي دين از سياست مصوب سال 1329 ق مانع از آن شد كه برگزاري اين مراسم به صورت آشكار دنبال شود، ولي به صورت پنهان اين مراسم در روز دهم محرم در ميان شيعيان ادامه دارد. آنها به مسجد جامع يوسف پاشا مي‏روند و در ضمن حركت مرثيه مشهور فضولي را كه با عنوان حديقة الشعراء شناخته مي‏شود، زير لب زمزمه مي‏كنند.

يكي ديگر از مراسم مخصوص محرم، تهيه نوعي غذا به نام عاشوراست. اين غذا يادآور گرسنگي ستمديدگان كربلاست و از بلغور گندم تهيه مي‏شود. آش ديگري به نام دووقا چربه سي در اين ايام پخته مي‏شود و قرباني ذبح مي‏گردد.
در تركيه يك هنر نمايشي به صورت قصه‏خواني و مرثيه وجود دارد كه به وسيله افرادي به نام قصه خوان يا مداح اجرا مي‏شود و داستان آن غالبا در زمينه مصيبتهاي وارد شده بر شهداي كربلاست و بيشتر در محرم اجرا مي‏شود. در هنگام مرثيه خواني قصه‏گو با حركات، فريادها و گريه و ندبه داستان مصائب كربلا را بازگو مي‏كند و شنوندگان تحت تأثير سخنان او گريه مي‏كنند و بر قاتلان و دشمنان امام حسين عليه‏السلام نفرين مي‏فرستند.

6 ـ عزاداري حسيني در جنوب شرقي‏آسيا

عزاداري براي شهادت امام حسين عليه‏السلام در جنوب شرقي آسيا به ويژه در اندونزي، سوماترا، فيليپين و بانكوك در ميان شيعيان رواج دارد.

از ابتداي سده چهارم هجري مسلمانان مبلغ در مجمع الجزاير اندونزي حضور يافتند و به نشر اسلام همت گماشتند. اين مبلغان مهاجر از كشورهاي خاورميانه به ويژه ايران به آنجا رفته بودند. تعدادي از مهاجران، سادات شيعي امامي بودند كه به دليل ستمهاي دوره عباسي عازم شبه قاره هند و جنوب شرقي آسيا شدند. از آن ميان، شريف هاشم نخستين حكومت اسلامي را در ملاكا و مجمع الجزاير سولو و هولو در فيليپين پايه‏گذاري كرد. اين حكومت از سال 1055 تا 1307 ق يعني تا زمان استيلاي آمريكائيان ادامه داشت.

خانواده‏هاي شيعي هم اكنون نيز در كشورهاي اندونزي، مالزي، فيليپين، برونئي و ديگر كشورهاي مجاور پراكنده‏اند.

ابن بطوطه در سده هشتم هجري در سفرنامه خود از ايرانيان برجسته‏اي چون امير سيد شيرازي، تاج الدين اصفهاني و درياسالاري به نام بهروز ياد كرده است كه در در جزيره سوماترا به عزاي حسين عليه‏السلام

تابوت و در جزيره جاوه به ماه محرم ماه سورآ (عاشورا) و در منطقه آچه در سوماترا، ماه حسن و حسين و در غرب سوماترا ماه تابوئيك (تابوت) مي‏گويند.

ذكر شهادت امام حسين عليه‏السلام در اين مناطق، با حمل نمادهايي چون تابوت، ذوالجناح و نيز پختن بوبورسورآ، و كانجي عاشورا يعني غذاي عاشورا انجام مي‏شود؛ غذايي كه از گندم، شير، شكر، حبوبات و برخي از ميوه‏ها تهيه مي‏شود و ميان مردم توزيع مي‏گردد.

در پنجمين روز ماه محرم، ساقه درخت موزي بريده مي‏شود. اين عمل نشانه‏اي از شجاعت حضرت قاسم در واقعه كربلاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 22:27  توسط سرگروه ادبیات  | 

سوالات المپیاد ادبی دبیران با موضوع " علم بیان ومعانی "

به نام خداوند جهان آفرین                    حکیم سخن در زبان  آفرین

 

گروه آموزشی ادبیات وزبان فارسی منطقه ی کهریزک برگزار می کند .

سوالات مسابقه ی علمی دبیران زبان وادبیات فارسی با موضوع " علم بیان ومعانی "  دی ماه 90-89

 

_______________________________________________________

 

1- به اعتبار طرفین تشبیه کدام حالت تشبیه در بیت زیر دیده می شود ؟

فارغ ازسودوزیان چوعدم           طرفه ی بی سودوزیان که منم

الف ) تشبیه محسوس به معقول          ب) تشبیه محسوس به محسوس

پ) تشبیه معقول به محسوس              ت) تشبیه معقول به معقول

 

2- در این بیت حافظ کدام نوع تشبیه دیده می شود ؟

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می ومشک       که نقش خال نگارم نمی رود ز ضمیر

الف ) تشبیه مفروق     ب) تشبیه مضمر    پ) تشبیه تفضیل      ت) تشبیه ملفوف

 

 3- درکدام بیت تشبیه تسویه به کار رفته است؟

الف) دوش گفتی زتیرگی شب من         زلف حوراست ورای اهریمن

ب) فشافش تیرش به روز نبرد         چوآواز غول است درگوش مرد

پ) زسم ستوران وگردسپاه             زمین ماه روی وزمین روی ماه !

ت) عشق دریاست وموجش ناپدید       آب دریا آتش و وموجش گوهر

 

4- دربیت " کوه سبک سیربوددرطواف         خودتوگران جان تری از کوه قاف "

 کدام صنعت معنوی به کار رفته است ؟

الف) ایهام          ب) ابهام           پ) اعنات          ت) التفات

 

5-درمصرع دوم بیت : به بالازسروسهی برتراست     چوخورشیدتابان به دوپیکر است

الف) تعقید لفظی وجوددارد.                 ب) تعقیدمعنوی وجوددارد.

پ) مخالفت قیاس دیده می شود .            ت) تنافرحروف وجوددارد.

 

6- درعبارت "بدان که فرزند امانتی دردست پدرومادراست " کدام یک از صور خیال ( از صنایع معنوی ) به کاررفته است ؟

الف ) استعاره ی مکنیه      ب) استعاره ی مصرحه        پ) مجاز     ت) کنایه

 

7- نوع کنایه را دربیت زیر ذکرکنید .

دهرسیه کاسه یی است ماهمه مهمان او      بی نمکی تعبیه است از نمک خوان او

کنایه از صفت   ب) کنایه از موصوف   پ) کنایه از فعل    ت)کنایه از اسم

 

8- دربیت زیر کدام نوع استعاره دیده می شود؟

صبا به لطف بگوآن غزال رعنا را       که سر به کوه وبیابان توداده ای مارا

الف) مصرحه ی مطلقه  ب) مصرحه ی مرشحه پ) مکنیه تخییلیه  ت) مصرحه مجرده

 

9-  دراین نوع کنایه به لحاظ وضوح وخفا ،وسائطاندک وربط بین معنی اول ودوم آشکاراست ورایج ترین نوع کنایه است:

الف ) تلویح        ب) ایماء       پ) رمز               ت) تعریض

 

10-  منظور از " آنیما" که ازمهمترین آرکی تایپ هاست، چیست؟

الف) آنیما روح زنانه ی مرد است.

ب) آنیما روح مردانه ی زن است.

پ) لایه ی پنهانی شخصیت که جنبه ی منفی دارد.

ت)سایه و لایه ی پنهانی شخصیت که جنبه ی مثبت دارد.

 

11- در شعر " ما حقیقت رادرباغچه پیداکردیم/ درنگاه شرم آگین گلی گمنام / وبقا رادریک لحظه ی نامحدود / که هردوخورشید به هم خیره شدند " کدام نوع از استعاره دیده می شود؟

الف) وفاقیه       ب) تحقیقیه        پ) عنادیه           ت) بعید  

 

12- اگر استعاره در فعل باشد به آن ..............می گویند.

الف ) تحقیقیه       ب) تبعیّه          پ) بعید        ت) قریب

 

13- نوع علاقه را دربیت زیر ذکرکنید.

سرآن ندارد امشب که برآیدآفتابی          چه خیال ها گذرکردوگذرنکردخوابی

الف) جنسیت         ب)  سببیت       پ) مجاورت        ت) تضاد

 

14-باتوجه به بیت " شبی یاددارم که چشمم نخفت / شنیدم که پروانه با شمع گفت " کدام گزینه اسناد مجازی است ؟

الف) یاددارم ، نخفت   ب)  نخفت ،شنیدم      پ) نخفت ،گفت      ت) یاددارم،شنیدم

 

15- دربیت " غرقه ی وهمیم ورنه این محیط / ازتنک آبی کناری بیش نیست " کدام آرایه نیست ؟

الف) استعاره ی مصرحه      ب) مراعات نظیر     پ) استعاره ی مکنیه     ت) ایهام

 

16 – دربیت " چرخ از هستی من گربرآردگو برآر / دوربادادورازدامن نامم گرد ننگ "

کدام آرایه دیده نمی شود؟

 الف) مجاز،ایهام   ب) استعاره ی مصرحه ،کنایه  پ) جناس ،اشتقاق ت) استعاره ی مکنیه ،تشبیه

 

17- درعبارت" عنان طاقت درویش ازدست تحمل برفت ،تیغ زبان برکشید واسب فصاحت درمیدان وقاحت جهانید" کدام گزینه تشبیه بلیغ نیست؟

الف ) عنان طاقت     ب) تیغ ربان         پ) اسب فصاحت       ت) میدان وقاحت

 

18- پرسش دربیت زیر برای افاده ی چه معنا ومقصودی به کار رفته است؟

چه نسبت است به رندی صلاح وتقوارا           سماع وعظ کجا نغمه ی رباب کجا ؟

الف) تنبه وعبرت        ب)منافات واستبعاد      پ) استیناس           ت)  تردید

 

19- کدام گزینه نادرست است ؟

الف) علم بیان ایراد معنای واحد به طرق مختلف است که اختلاف آن طرق مبتنی بر تخیل باشد.

ب) علم بیان ، دستور زبان ادبیات وموضوع آن بررسی تصاویر شاعرانه است.

پ)  فایده ی اصلی علم معانی آن است که مارابا امکانات زبان آشنا می سازد .

ت) درعلم معانی عدول از مقصد وهنجار عادی واصلی جملات ،مورد نظر نیست .

 

20-  منظوراز"ضعف تالیف ":

الف ) عدم رعایت مقررات نحوی است.

ب) عدم رعایت مقررات صرفی است .

پ) اخلال درقواعدصرفی واشتقاقی است.

ت) تکرار بی مورد یک کلمه است.

 

مهلت ارسال پاسخ ها به گروه آموزشی ادبیات : 20 /11 /89

منبع مورد مطالعه : بیان ومعانی از دکتر سیروس شمیسا ، انتشارات فردوس

 

             باآرزوی توفیق وسلامتی  -    گروه آموزشی زبان وادبیات فارسی

                                             منطقه ی کهریزک – دی ماه 89

 

 

  باسمه تعالی

پاسخ نامه ي مسابقه ي ادبي دبيران زبان وادبيات فارسي با موضوع " علم معانی وبیان"

گروه ادبيات فارسي  منطقه كهريزك  دی ماه 1389

 

نام ونام خانوادگي :                         شماره ي پرسنلي :                    آموزشگاه :   

 

 

سوال

الف

ب

پ

ت

1

 

 

 

 

2

 

 

 

 

3

 

 

 

 

4

 

 

 

 

5

 

 

 

 

6

 

 

 

 

7

 

 

 

 

8

 

 

 

 

9

 

 

 

 

10

 

 

 

 

11

 

 

 

 

12

 

 

 

 

13

 

 

 

 

14

 

 

 

 

15

 

 

 

 

16

 

 

 

 

17

 

 

 

 

18

 

 

 

 

19

 

 

 

 

20

 

 

 

 

 

    

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 8:28  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبرنامه ی ش 3 آذر ماه 89- متمم وانواع آن

به نام خدا

خبر نامه ی شماره ی 3 آذر ماه 89

گروه آموزشی ادبیات فارسی

منطقه ی آموزش وپرورش کهریزک

  ضمن عرض سلام وخسته نباشید حضور محترم همکاران گرامی موضو ع خبر نامه ی این  شماره را متمم وانواع آن در نظر گرفته ایم که  امیدو اریم در امر تدریس مبحث"متمم "

مورد استفاده ی شما سروران  قرار بگیرد.

 

  تعريف متمم : هرگاه اسمي به كمك حرف اضافه وارد ساختار جمله شود متمم نام دارد. متمم مي تواند مربوط به اسم ،صفت ،فعل يا اجزاي ديگر باشد .

در اين جا به بررسي انواع متمم مي پ‍ردازيم :

 

  متمم فعل : 1- متمم اجباري فعل : جزء اجزاي اصلي جمله است زيرا ساختار دستوري ومعناي جمله در صورتي كه فعل جمله جمله گذرا به متمم باشد ، بدون آن كامل نيست

2- متمم اختياري فعل : معناي جمله را كامل تر مي كند وحذف آن ساختار جمله را بر هم نمي زند .به همين دليل اين متمم متمم قيدي گفته مي شود . 

تشخيص متمم : براي تشخيص متمم بايد حروف اضافه را خوب بشناسيم ، چون بسياري از آن ها به همراه متمم قيدي وبرخي از آن ها ميان متمم قيدي و متمم هاي اجباري مشتركند .

حرف هاي مشترك بين متمم قيدي ومتمم اجباري : به ، از ،با ، در ،بر ،يراي ( كه البته حروف در ،بر وبراي  كم تر كاربرد دارند .

 

مثال : آن ها با كم ترين امكانات با همه ي مشكلات جنگيدند .

كم ترين امكانات : متمم قيدي               همه ي مشكلات : متمم فعلي

 

  ساير حروف با متمم هاي قيدي همراه مي شوند .

انواع حروف اضافه : 1- حرف اضافه ي ساده : به ،با ، از ، بدون ، جز( به جز ) ، تا ، مانند ، مثل ،چون ( = همچون ) در،، بر ، براي

2- حرف اضافه ي مركب : پر كاربرد ترين ساخت  حرف هاي اين نوع حروف عبارتند از :

 - حرف اضافه ي ساده +اسم + _____ :  به دنبال ِ، به علت ِ  ، به خاطر ِ به عنوان ِ ، به منظور ِ و.....

                                               ِ

مثال :  از امروز آقاي كريمي به عنوان ِ خبر نگار به كا ر خواهند پرداخت . خبرنگار : متمم قيدي

-          از +اسم + ____ : از نظر ِ ،از حيث ِ ،از سر ِ ، از جهت  ِ ،و.....

                         ِ

 مثال : از نظر ظريب  هوشي از بقيه ي دانش آموزان بالاتر است .  ظريب هوشي : متمم قيدي

 

-          در + اسم +____ : درباره ي ، در مورد ، در باب ِ ، در خصوص ِ در حدود ِ  و....

                          ِ

مثال :  در ظرف ِ چند روز آينده تصميم نهايي گرفته مي شود .

-          بر + اسم + __   :  بر سر ِ ،بر پايه ي ، بر اثر ِ بر ضد ِ ، بر طبق ِ و...

                         ِ

 مثال : او بر اثر بيماري درگذشت .  بيماري متمم قيدي

 

-          با + اسم + ____ : با وجود ِ ، با احتساب ِ ، با حساب ِ  و...

                           ِ

مثال :  با وجود خستگي كار مي كرد.    خستگي : متمم قيدي

-      اسم / صفت  + حرف اضافه : غير از ، جدا از ، گذشته از ، نسبت به ، بنا به ، جدا از و.....

 مثال :  اين نمره ي شما نسبت به نمره ي قبلي بهتر شده است . نمره ي قبلي : متمم قيدي

 

 

 

 

حذف حرف اضافه : گاهي حرف اضافه از زنجيره ي كلام حذف مي شود كه بيشتر در گفتار صورت مي گيرد وبيشتر در شعر وادب و نوشتار هاي رسمي

مثال : من الان شيرازم    يعني   : من الان در شيرازم    يا : يكي تازي اي برنشسته سيا  ( بر تازي اي) 

-          حذف حرف اضافه از ساختار حرف اضافه ي مركب : در ضمن  ( ضمن ) ، به جاي ( جاي )

بر ضد ( ضد ) ،به غير ( غير ) ،ضمن درس به دانش آموزان نگاه مي كرد .

 نكته : هرگاه  حرف اضافه اي كه متمم قيدي را همراهي مي كند حذف شود ، متمم قيدي به تنهايي گروه قيدي به حساب مي آيد .

مثال : به كجا مي روي ؟  : به كجا مي روي ؟

 اوايل فصل بهار درخت خانه ي ما پر از شكوفه مي شود .  ( در اوايل فصل بهار )

 

متمم ها ي اجباري : به متمم ضروري وهميشگي فعل هاي گذرا به متمم كه به همراه حرف اضافه ي اختصاصي اين فعل ها مي آيد ؛ متمم اجباري مي گوييم .

متمم اجباري جزء اجزاي اصلي جمله است .اما متمم هايي كه براي توضيح بيشتر در باره ي فعل وجمله وارد ساختار جمله مي شوند متمم اختياري يا قيدي مي گوييم ، كه در نمودار نمي آيند.

مثال : حدودا" در هر ساعت پنج كشتي از تنگه ي هرمز براي انتقال نفت مي گذرد .

حدودا " ، هر ساعت ،  انتقال نفت : متمم هاي قيدي هستند . تنگه ي هرمز : متمم اجباري يا فعلي

 

نكته : متمم بايد در ساختار جمله قرار بگيرد . وفعل است كه اجزاي جمله را مشخص مي كند .

مثلا " : حسن به كار پرداخت : 3 جزيي با متمم

         حسن قرضش را به بانك پرداخت : 4 جزيي با مفعول ومتمم 

 

  در اين جا مهم ترين فعل هاي گذرا به متمم را مرور مي كنيم :

 

فعل هاي گذرا به متمم با حرف اختصاصي"  به"  :

الف ) ساده : نازيدن ، باليدن ( به معني افتخار كردن ) پرداختن ، نگريستن ، خنديدن ( به معني مسخره كردن )  و.....

ب) پيش وندي : برخوردن ،برگشتن ، باز گشتن و...

        پ )مركب : پي بردن ،سرزدن ، گوش كردن ، خوگرفتن ، دست زدن ( اقدام كردن ) و....

 

فعل هاي گذرا به متمم با حرف اختصاصي  " از"  :

الف ) ساده : ترسيدن ،پرهيزيدن ، گريختن ،ناليدن ( شكايت كردن ) ، هراسيدن ، رنجيدن و....

ب) پيش وندي : دررفتن ، باز ايستادن ، باز ماندن ،واماندن و....

 پ) مركب : سر درآوردن ،يكه خوردن ، بالا رفتن ، دل كندن ، دست كشيدن و....

 

فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي اختصاصي  " در " :

 الف )  ساده : بودن ،گنجيدن ، لميدن ، ماندن و....

ب‌)     پيش وندي : درماندن ،فروماندن ، فرورفتن ، غوض كردن  و....

 پ)مركب : حلقه زدن ، كمين كردن ،قرار گرفتن و....

فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي تخصصي " با " :

الف ) ساده : ستيزيدن ، جنگيدن ، ساختن ( سازش كردن و كنار آمدن )

ب) پيش وندي : در آويختن ، در آميختن ، در ساختن ( سازش كردن وكنار آمدن )

پ ) مركب : كنار آمدن ، گرم گرفتن و.....

 

فعل هاي گذرا به متمم با حرف اضافه ي تخصصي " بر " :

ساده : چربيدن ، شوريدن و....

ب ) مركب : پا گذاشتن و...

تعداد فعل هايي كه متمم مي طلبند در فارسي زياد نيست واين فعل ها بر دو دسته هستند :

1-     فعل هايي كه علاوه برنهاد تنها متمم مي گيرند وحرف اضافه ي تخصصي هم مي گيرند ، در اين مورد بايد دو نكته را در نظر بگيريم :

 الف )  كاربرد امروزي اين فعل ها مد نظر است نه كاربرد تاريخي آن ها مثلا " پرداختن در گذشته با حرف " از " به كار مي رفته است : چون شير از كار گاو پرداخت  كه به معني فارغ شدن است

 يا گرفتن با حرف " بر " : ارخصم خطا گفت ، نگيريم بر او

كه اين فعل ها در حوزه ي زبان شناسي تاريخي بررسي مي شوند .

ب) تعدد حرف اضافه ي ويژه ي در اين نوع فعل ها بسيار كم است (  بريدن از ،ارزيدن به ،انجاميدن به و...)

2- فعل هايي كه به جز نهاد ومفعول متمم مي گيرند كه نقش نماي مفعولي ومتممي را با هم دارند : اين فعل ها 2 دسته هستند :

الف ) فعل هايي كه در اصل گذراي مفعول دار هستند وبا افزودن تكواژ " ان " گذراي سببي ( متمم مفعول دار ) مي شوند والبته خودشان بر دو نوعند :

-          فعل هاي 3 جزيي با متمم كه با تكواژ " ان " مي آيند وجمله هاي چهار جزيي مي سازند وجز افزوده ي آن ها مفعول است مانند : برگرداندن ( را – به )، رهاندن ( را – از )

گنجاندن ( را –در )

-          بعضي از فعل هاي گذراي با مفعول كه پس از اضافه كردن تكواژ " ان " جمله هاي چها جزيي مي سازند و جزء افزوده ي آن ها متمم است . مانند : پوشاندن ( را – به ) خوراندن ( را – به ) و...

ب) فعل هاي مفعول ومتمم داري كه سماعي هستند مثلا " : اين اوقاف ومساجد رنگ مذهبي خاصي به شهر مي داد . به شهر : متمم ، مي داد: فعل ،رنگ مذهبي خاصي : مفعول ، اين اوقاف ومساجد: نهاد

 

   نكته ي اساسي : گاهي اين مشكل پيش مي آيد كه آيا متمم به فعل مربوط مي شود يا به يكي ديگر از اجزاي جمله . اين تصور بيشتر در فعل هاي مركب به نظر مي رسد در اين صورت بايد به موارد زير توجه كنيم :

 الف ) آيا فعل مركب است ؟ ( در صورت مركب بودن جاي شبهه اي بين فعل ومتمم باقي نمي ماند )

ب) آيا جزء پيش از فعل از گروه اي اسمي متمم خواه است ؟ دراين صورت مي توان نتيجه گرفت كه متمم به آن جزمربوط مي شود .

ج) اگر فعل ساده باشد وجزء همراه نيز متمم خواه نباشد در آن صورت متمم قيدي است . مثلا " در نمونه هاي زير :

استفاده كردن از ،اشاره كردن به ، دعوا كردن با ، نبرد كردن با ، توصيه كردن به و....

گاه متممي كه پس از حرف اضافه مي آيد ، اگرچه پس از فعل بيايد به اسم پيش از فعل مربوط مي شود چون با كسترش دادن اسم از سمت چپ ، بين آن اسم وفعل ، فاصله ي زيادي واقع مي شود

مثال : استفاده ي مناسبي از اين كتاب كرد ( استفاده : اسم  اين كتاب : متمم اسمي

دعواي سختي با پسرش كرد .                          يا : علاقه ي شديدي به بازي هاي محلي داشت

          مصاحبه ي مفصلي با سر دبير مجله كرد .

   گروه هاي اسمي مي توانند متمم هايي را به خود اختصاص بدهند چنين متمم هايي اجباري هستند اما نه براي فعل بلكه براي اسم ضرورت دارند . كه مهم ترين آنها را ياد آور مي شويم : 

 

  • متمم مسند :  مثال : لحن حافظ خالي از طنز نيست . طنز : متمم مسند ( خالی )

مثال:

مورخان مغرض ومتملق بدل به وسیله ای می شوند برای توجیه وحتی ستایش هر کشتار وستمی .

بدل : مسند  وسیله ای : متمم بدل ( مسند )

نکته : این متمم همان است که در دستور های سنتی بانام تمیز وبرخی با نام مکمل آورده اند .

هنگامی که مشند صفت برتر باشد ، وجود متمم کاملا " اجباری است ، مگر آن که به قرینه حذف شود . مثال : این گونه تاریخ نویسی برای نتیجه ای که مورخ می خواهد در سیاست وکشورداری واخلاق بگیرد ، مناسب تر--- است . ( مناسب تر : گروه اسمی )

 

   مثال: درفرهنگ گذشته ، شاخه ای که ازهمه ریشه دارتر بود ، مذهب بود .

        ریشه دارتر : مسند           ازهمه : متمم مسند

 

  • متمم صفت : صفت ها گاه برای تکمیل معنا نیاز به متمم دارند . این متمم جزء اجزای اصلی جمله به حساب نمی آید . مثال : لیوان پرازآب ، انسان ِ عاری از تعهد  انسان ِ معتقد به اسلام و...

نیاز به متمم برای صفت وقتی محسوس است که از نوع صفت برتر باشد .

 مثال : می بینید که مشکل ما چیزی کمتر از ایجاد یک تحول عظیم وعمیق اجتماعی نبست .

کمتر : صفت برتر       ایجاد یک تحول عظیم وعمیق اجتماعی : متمم صفت

  نکته 1 : تمام متمم های صفت تفضیلی یا مسند تفضیلی یا قیدتفضیلی امروزه با حرف اضافه ی ( از ) همراهند . تنها در بعضی موارد نادر به جای ( از ) ، ( تا ) می آید که آن هم قابل تعویض است مگر زمانی که احتمال کژ تابی در ابلاغ پیام وجود داشته باشد که (  تا ) مرجّح است .در کاربرد های زیر فرقی بین ( تا ) و ( از ) نیست .

مثال : این خانه بزرگ تر است تا / از آن خانه ی قبلی .

اما در  مورد  زیرکاربرد  حرف (تا ) بهتر است :

اوبرود بهتر است تا شما .

  نکته 2 : پاره ای از واژ ه ها اگر در کاربرد ، نقش نمای اضافه ( =    ِ  ) بگیرند ، دیگر حرف اضافه نخواهند گرفت وجمع حرف اضافه و نقش نمای اضافه در کنار هم ، خلاف زبان معیار است : همراه ِ شما ، نیاز مند ِ راهنمایی ، مشغول ِ کار ، مانند ِ ماه و ......

توجه داشته باشیم که کاربرد همراه ِ با شما ، نیاز مند ِ به راهنمایی و.... نادرست است .

 

  • متمم قید : قید ها نیز گاه  به متمم نیاز دارند ، به ویژه هنگامی که از نوع قید تفضیلی( برتر ) یا در حکم آن باشند .مگر آن که به قرینه از روساخت حذف شوند .

 مثال: مغول ها پس از فتح ایران با تمدنی وسیع یش رفته روبرو شدند .   فتح ایران : متمم قیدی

مثال:  بی همه ی این تجملات زندگی می توان کرد وبهتر ---- هم زندگی می نوان کرد .  

( بهتر : قید تفضیلی  است که متمم آن محذوف است ) 

 

  واژه ها ی زیر وقتی جایگاه قیدی را در جمله اشغال کنند،معمولا" متمم می گیرند:

بیرون ( از ) ، بعد تر /بعد ( از ) ، جلوتر ( از) ، پیش تر / پیش ( از ) ، بیستر / بیش ( از ) ،

پس ( از ) ،قبل ( از ) ، بدتر ( از ) ، به /بهتر ( از ) ، آن سو تر ( از )  و همه ی واژه های

 دیگری که با وند صرفی ( تر ) همراه شوند ودر جایگاه قید قرار گیرند .

 

  • متمم های مسندی ( مسند های متمم ) :

 غرض از این عنوان ، مسند هایی هستند که به شکل متمم ظاهر می شوند ، چون گاهی مسند دربافت جمله به این شکل ساخته می شود : حرف اضافه + گروه اسمی

از نظر صوری چنین گروه اسمی ای متمم نام دارد واز مجموع آن وحرف اضافه همراه ، مسند ساخته می شود :

 خفاش هم از رده ی پستانداران است وهم از رده ی پرندگان .

" رده ی پستانداران " ورده ی پرندگان : مسند  ( حرف اضافه + متمم )  که معادل جمله ی زیر است :

خفاش هم پستاندار است وهم پرنده .

می کفتند که جنگ های محمود برای انتشار اسلام است . برای انتشار اسلا م : مسند ( حرف اضافه + متمم )  یا : ارتش مغول از کسان واقوام خان بود . از کسان واقوام خان : مسند ( حرف اضافه + متمم)

 

  • متمم های قیدی ( قید های متممی ) :

منظور از متمم های قیدی آن دسته از از قید ها هستند که به شکل متمم ظاهر مشوند ،زیرا برخی قید ها چنین ساختمانی دارند : حرف اضافه + گروه اسمی . این گروه های اسمی را هم از آن رو که پس از حرف اضافه می آیند متمم می نامند اما در جمله جایگاه قید را اشغال می کنند .

این ها هیچ حقی وسهمی در حکومت برای خود قائل نبودند.  برای خود : متمم قیدی

مغول ها می دانستند که از جای دیگر آمده اند   از جای دیگر : متمم قیدی

بعد از شام مارا به دیدن موزه ی خود برد. دیدن موزه ی خود : متمم قیدی

 

  • متمم صوت ( شبه جمله )  :

   برخی از شبه جمله ها نیز متمم می گیرند ومعنایشان را با آن کامل می کنند . در این کاربرد نیز یک حرف اضافه  عامل پیوند میان شبه جمله ومتمم است ،در این جا هم متمم به شبه جمله مربوط است وبخش اجباری آن است نه از اجزای اصلی جمله یا فعل .

       آفرین بر شما  ( شما : متمم آفرین که  شبه جمله است می باشد.)

              مرحبا به این شجاعت ، بارک الله بر تو ، بدا به حال او اگر این موضوع حقیقت داشته باشد ،

             ، فریاد از این همه بی عدالتی !امان از حرف مردم  و...

                        ( که تمام این متمم های مشخص شده به صوت ( شبه جمله ) بر می گردند .

  • متمم اسم : بسیاری از اسم ها در زنجیره ی سخن به متمم نیاز دارند . متمم های اسم گاه آن جنان با اسم همراهند که گویی جزیی از آن اند وبدون آن نمی توانند نقش خود را در جمله ایفا کنند .

     شماره ی اسم های متمم طلب بسیار زیاد است . در اهمیت این جستار همان بس که بدانیم مثلا " کلمه ای مثل " تنفر " در فارسی امروز فقط با حرف اضافه ی " از " می آید یا  "گفتن " امروزه حف اضافه ی " به " می گیرد وحال آن که در گذشته حرف اضافه ی آن " با " بوده است .

    -  این نوع متمم که به اسم مربوط هستند ،اسم آن ها خود درجمله ممکن است نقش نهادی ،متممی ، مفعولی ، و...داشته باشد .

  -   میان اسم وومتمم آن گاهی فاصله ی بسیار است وگاهی یکی از آن دو در جای مورد انتظار خود نیامده است :

      مثال:  این مسئله با روش های تحقیقی که در دسترس علمای روان شناسی است ، قابل تحقیق واندازه گیری است .    

                       اسم                                                                متمم اسمی

 

-          بخشی از اسم هایی که متمم می گیرند آن هایند که با ممیز می آیند ، متمم در این حالت همیشه جمع است . حرف اضافه ی این گروه همیشه " از " است :

-          دوسه تا از آن ها ، دو سه فروند ازکشتی ها ، چند نفری از دوستان ، یکی دوتا از باغ ها ، شش قبضه از تفنگ ها  ، پنج اصله از درخت ها  و....

-          پاره ای از اسم ها هم بدون ممیز متمم می گیرند ،این متمم نیز نشانه ی جمع می گیرد ،این گروه نیز با حرف اضافه ی " از" می آیند  : عده ای از ، بعضی از ، بخشی از ، کسی از ، اندکی از ، مقداری از ، خیلی از ، کسانی از و....

-           در گروه های اسمی زیر ( عددهای کسری ) وجود متمم اجباری است ،اما وجود حرف اضافه اختیاری است .ازاین رو درصورت حذف حرف اضافه ،نقش نمای اضافه به جای آن می آید ومتمم نیز به شکل مضاف الیه اسم پیش از خود ظاهر می شود : 

-          یک چهارم از باغچه را بیل زده ام = یک چهارم ِ باغچه 

-          یک صدم از درآمد سرشارش را نیز خرج نمی کند =یک صدم ِ درآمد.......

بیشترین حرف اضافه ای که درمتمم های اسم مورد استفاده قرار می گیرند ، حرف ( از=31درصد) ،( به =29درصد) ، (  با=19 درصد)، ( در=5درصد ) ،( بر=4درصد ) وحدود 12 درصد بقیه ی اسم ها نیز دو حرف اضافه دارند.

در این جا به برخی از اسم ها که متمم می گیرند با حرف اضافه ی آن ها اشاره می کنیم :

آشتی با ، آگاهی  به / از  ، ابلاغ به ، اتکا به ، احترام به احتیاج به ، اختلاف با ، ارتباط با ، استخراج از ، اشاره به، اطاعت از ، اعتیاد به ، اقدام به ، انتقال به / از ، بازدید از ، بهره مندی از ، بستگی به ، اطمینان به / از، اعزام به ،انطباق با / بر ،ایراد گرفتن به / از /بر ،پاسخ به ، پرخاش به ،تجاوز به / از ،تحویل به ،تفهیم به ،تمایل به ،تناسب با ،توسل به ،جواب به ، قرار با ،ملاقات با،مهارت در ، وفا به ، وحشت از ،نگاه به ، همراهی با،یاد از ،نیاز به ،نزاع با ،مصاحبه با ، مکاتبه با ، مواجهه با مسافرت به و.......

 

منابع : 1-  ناگفته هایی در باره ی متمم از غلامرضا عمرانی ، مجلات رشد  آموزش زبان وادب                                   فارسی ، سال چهار دهم ، زمستان 78 .

2-  راهبرد های یاددهی ویاد گیری زبان فارسی  ،هامون سبطی وغلامرضا عمرانی ،انتشارات مبتکران.

                                                                               گروه آموزشی ادبیات فارسی

                                                                                  منطقه ی کهریزک

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 17:19  توسط سرگروه ادبیات  | 

تسلیت

شهادت سالار شهیدان

اباعبدالله الحسین

ویاران وفادارش

بر شیعیان جهان تسلیت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 1:30  توسط سرگروه ادبیات  | 

باز این چه شورش است

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزاوماتم است

 

باز این چه رستخیزعظیم است کززمین

بی نفخ صورخاسته تاعرش اعظم است

 

این صبح تیره بازدمیدازکجاکزو

کارجهان وخلق جهان جمله درهم است

 

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب

کاشوب درتمامی ذرّات عالم است

 

گر خوانمش قیامت دنیابعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرّم است

 

دربارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

 

جن ّ وملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

 

خورشید آسمان ونور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا حسین ( ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 1:25  توسط سرگروه ادبیات  | 

انتخاب یک شعر

به نام حضرت دوست

 

عطش

 

من غریبانه ترین نغمه ی اندوهم را

بی تو درغربت سنگین قفس می خوانم

دامن گلشن پژمرده ی رویایم را

با حریر گل رخسار تو می پوشانم

من عطشناک تر از روح کویر عطشم

ای سیه چشم بیا ، چشمه ی جوشانم باش

مرغ طوفانم ودل بسته ی طغیان وخروش

موج طغیان گر دریای خروشانم باش

بی تودر وادی غارت زده ی سینه ی من

پیک اندوه ، به خون جگرم می گرید

ماه در قله ی دلگیر فلک می میرد

چشم ناهید ، به چشمان ترم می گرید

                                                                    حسن اسدی ( شبدیز )

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 19:15  توسط سرگروه ادبیات  | 

سوالات مسابقه ی ادبی همکاران- به مناسبت هفته کتاب خوانی

 

با سلام وخسته نباشید به همکاران گرامی

گروه آموزشی منطقه بر آن شد به مناسبت هفته ی کتاب خوانی مسابقه ای از طریق پیامک برگزار نماید ،همکاران محترم می توانند جهت شرکت در مسابقه به بخشنامه ی مربوطه مراجعه نمایند وپاسخ های خود را به شماره داده شده و با علامت اختصاری ( L) ارسال نمایند .

        سوالات مسابقه ی پیامک همکاران ادبیات فارسی منطقه ی کهریزک – آبان ماه 89

به مناسبت هفته ی کتاب وکتاب خوانی

 

1- اولین کسی که داستان یوسف وزلیخا رابه نظم درآورد چه کسی بود؟

الف ) نظامی گنجوی          ب) ابوالموید بلخی       ج) ابوشکوربلخی    د) جامی

 

2- سبک کدام اثر با بقیه ی آثار متفاوت است ؟

الف) شرح زندگانی من      ب) مسالک المحسنین    ج) منشآ ت قائم مقام    د) جهانگشای نادری

 

3- از امهات کتب تاریخ وادب فارسی است ونمونه ی خوبی ازبهترین روش ترسل فارسی وآثار منشیان درباری است :

الف) کشف المحجوب      ب) تاریخ بیهقی       ج) مجمع التواریخ      د) کلیله ودمنه

 

4-  سنت داستان پردازی ومنظومه سرایی در این دوره پایه گذاری شده است :

الف ) عصر مولوی    ب) عصر عنصری    ج) عصر انوری   د) عصر فردوسی

 

5- ابیات زیر با توجه به محتوای آن ، به کدام منظومه ی نظامی تعلق دارد ؟

عمر به خشنودی دل ها گذار           تا زتوخشنود شود کردگار

دردستانی کن ودرمان دهی              تات رسانند به فرماندهی    

الف) هفت پیکر    ب) اسکندر نامه ج)  خسروشیرین       د)مخزن الاسرار

 

6- این کتاب خلاصه ای از احیاءالعلوم است که درچهار رکن وچهار عنوان نوشته شده است :

الف ) نصیحه الملوک ب) اسرار التوحیید    ج)  کیمیای سعادت     د) تمهیدات 

 

7- بعد از خواجو ، حافظ از کدام شاعر بیشترین استقبال وتا ثیر را پذیرفته است ؟

 الف) سلمان ساوجی         ب) همام تبریزی       ج) سعدی  شیرازی    د)  مولوی  

 

8-  کدام یک از آثار مولانا اسرارالجلالیه نام  دارد؟

الف ) فیه مافیه    ب) مجالس سبعه    ج) دیوان کبیر   د) مکا تیب

 

9-  موضوع کدام کتاب با بقیه فرق دارد؟

الف ) سیرالعباد     ب) ریحانه الادب     ج) کمدی الهی     د) مصباح الارواح

 

10 – صاحبان  آثار " مجنون ولیلی ، کمال نامه ،ده نامه و بهرام نامه  "  به ترتیب :کدامند؟

الف ) امیر خسرودهلوی،اوحدی، خواجوی کرمانی ،نظامی گنجوی                                                                                ب)    نظامی گنجوی ، اوحدی، امیر خسرودهلوی،خواجوی کرمانی

ج) امیر خسرودهلوی، خواجوی کرمانی،اوحدی ،نظامی گنجوی

د) نظامی گنجوی، خواجوی کرمانی،اوحدی، امیرخسرودهلوی

           منبع : تاریخ ادبیات ایران جلد 1 و2 تالیف دکتر ذبیح الله صفا                        با   آرزوی توفیق                          
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 21:43  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره 2 آبان ماه 89

به نام نقش بند صفحه ی خاک

 

خبر نامه ی شماره ی 2 آبان ماه 1389

گروه آموزشی ادبیات فارسی منطقه ی کهریزک

 

موضوع :زندگی وشعر قیصر عرصه ی شعر وادب فارسی

  ضمن عرض سلام وخسته نباشید به شما همکاران وهمراهان همیشگی به مناسبت بزرگ داشت شاعر توانمندوبرجسته ی شعر معاصر ایران قیصر امین پور به زندگی وشعر وی می پردازیم .

   دکتر قیصر امین پور شاعر ،ادیب وفارسی پژوه در دوم اردیبهشت سال 1388 در گتوند شوشتر ،در خوزستان ، به دنیا آمد . وی بعد از تحصیلات متوسطه در سال 57 در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد وپس از مدتی انصراف داد و رشته ی علوم اجتماعی را انتخاب کرد ولی این رشته هم مقبول طبع او نبود بنابراین در رشته ی مورد علاقه اش ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت وجذب حوزه های هنری آن سال ها شدو با بزرگانی چون سید حسن حسینی ،سلمان هراتی ،یوسف علی میر شکاک و.....همکاری داشت .

  او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده وشاعرش بیوک ملکی وفریدون عمو زاده خلیلی نشریه سروش را طراحی ومنتشر ساخت . وسپس سر دبیر سروش نوجوان، استاد دانشگاه  وعضو پیوسته ی فرهنگستان زبان وادب فارسی شد.

  امین پور در دهه های دوم وسوم زندگی اش شاعری اقلابی وجنگ زده می نماید وشعر های جنگش از نوادر ادبیات جنگ وپایدا ری ا ست .  ظهر روز دهم ،به قول پرستو ، تنفس صبح، در کوچه آفتاب ،منظومه روز دهم،توفان درپرانتز،بی بال پریدن،گل ها همه آفتاب گردانند، سنت ونوآوری ( مضوع رساله ی دکترای ادبیات) دستور زبان عشق ( آخرین اثرش )از جمله آثار وی هستند.

  قیصر در آستانه ی دهه ی پنجم عمرش دیگر به دنبال واژه وفشنگ نیست چه مدتهاست که زادگاه وسرزمین مادریش به دور از وضعیت خطر وآژیر قرمز به سر می برداما گاه گاه با یاد آن ایام داغش تازه شده وبا ناله ودرد می سراید:

  سرا پااگرزردوپژمرده ایم

ولی دل به پاییزنسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پرازخاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ،مادیده ایم

اگرخون دل بودماخورده ایم

 اگردل دلیل است ما آورده ایم

 اگر داغ شرط است ،مابرده ایم

اگر دشنه ی دشمنان ،گردنیم

اگر خنجردوستان ماگرده ایم

گواهی بخواهید ،اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم !

دلی سربلندوسری سربه زیر

ازین دست عمری به سربرده ایم

 

ویژگی های شعرامین پور

 الف ) مضمون های بکر : وی با دقت وهوشیاری شاعری مضمون یاب ونکته پرداز است ، مضمون هایش از نوعی نیست که وی را از واقعیت دور سازندو از این رو زیبایی مضامین وسادگی وروانی به شعرش ارزش خاصی داده است مثلا" در شعرهای لحظه ی سبز دعا ،حضور لاله ها ،لحظه ی شعر گفتن  و...

 

ب) زبان امروزی : امین پور در شعرش از زبان امروزی در نهایت سلاست وروانی بهره گرفته است ،رعایت کامل قوانین به کار گرفتن فرهنگ کنایاتواصطلاحات به جمعیت زبان وی کمک می کند. اودر شعر " بال های کودکی " بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است .

 پ)گوناگونی موضوعات : موضوعات برگزیده او ،عام ومتعلق به نوجوانان ومردم است وتازگی وطراوت دارند واین فعالیت وحجم ذهن پویای او را می رساند.

ت) وزن : یکی از راه های ارتباط با کودکان ونوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک وواژه های موزون وخوش آهنگ است امین پور از این اوزان ونیز دیگر اوزانبرای عام در شعرش به تنوع استفاده کرده است .

 

ث‌) اندیشه های نو: نوگرایی را در بسیاری از شعرهای امین پور شاهد هستیم وی به خلق وکشف مدام هنری باور دارد و دراین زمینه تلاش می کند .در قطعه ی " راه بالا رفتن " این نوگرایی در مضمون واندیشه به خوبی دیده می شود.

 

ج‌)      نزدیک بودن شعر او به شخصیتش : یکی از ویژگی های ارزشمند شعرش فاصله ی کم بین شعر وشخصیتش است که شعرش را از وابستگی وپیوستگی رها می سازد.اوبا احساسی بالا وذوق فراوانو با دمیدن حس انسانی شعرهایش را برای همیشه ماندگار کرده است.

ح‌)      و....

  حرف های ما هنوز ناتمام

 تا نگاه می کنی وقت رفتن است

 باز هم همان حکایت همیشگی

 پیش از آن که باخبر شوی

 لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود ،

آی ،.

ای دریغ وحسرت همیشگی ،

                                      ناگهان چقدر

                                               زود دیر می شود

                                                                         "   یاد وخاطره اش را گرامی می داریم "

                                                                             گروه آموزشی ادبیات منطقه ی کهریزک

                                                                                                 نهم   آبان ماه 1389

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 22:21  توسط سرگروه ادبیات  | 

بودجه بندی آزمون های هماهنگ میان نوبت اول

به نام خالق هستی

ضمن عرض سلام وخسته نباشید ،

بودجه بندی کتاب های درسی و درس های مشخص شده زبان وادبیات فارسی را  جهت برگزاری امتحانات هماهنگ میان نوبت اول به اطلاع همکاران ارجمند وگرامی می رسانیم .

 

1- زبان فارسی 1 : از اول کتاب تا آخر درس هفتم ( چرا املا می نویسیم ؟ )

  2- زبان فارسی 2 : از اول کتاب تا آخر درس هفتم ( باید ها ونباید های املایی)

  ۳- ادبیات فارسی سوم انسانی  : از اول کتاب تا آخر درس حسنک وزیر ، به علاوه ی شعر حفظی

 4-     عروض وقافیه ی سال چهارم ( پیش دانشگاهی ) :از اول کتاب تا آخر درس درس پنجم وقسمت  نقد ادبی تا آخر درس دوم .

 لازم به ذکر است که سوالات این دروس از طرف تکنولوژی و

 گروه های  آموزشی به مدارس فرستاده می شود و بقیه ی دروس ادبیات به صورت آموزشگاهی برگزار می گردد.

 

               با آرزوی توفیق وسربلندی                  

 سرگروه آموزشی منطقه ی کهریزک -  رونقی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 19:38  توسط سرگروه ادبیات  | 

غزلی از حافظ شیرین سخن

به نام حضرت دوست

 مجال سلام

 هماي اوج سعادت به دام ما افتد        

                                 اگر ترا گذري بر مقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط كلاه         

                                  اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد

شبي كه ماه مراد از افق شود طا لع     

                                    بود كه پرتو نوري به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار        

                                     كي اتفاق مجال سلام ماافتد؟

چو جان فداي لبش شد،خيال می بستم                              

                                    که قطرهائي ز زلالش به كام ما افتد

خيال زلف تو گفتاكه جان وسيله مساز    

                                     كزين شكار فراوان به دام ما افتد

به نا اميدي ازين درمرو بزن فالی  

                                     بود كه قرعه ي دولت به نام ما افتد

ز خاك كوي تو هرگه دم زند حافظ 

                                    نسيم گلشن جان در مشام ما افتد               

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 9:15  توسط سرگروه ادبیات  | 

خبر نامه ی شماره 1 مهر ماه 89

به نام خالق دانايي

 

                                خبر نامه ي شماره ي 1 مهرماه 89

                        گروه آموزشي ادبيات فارسي منطقه ي كهريزك

 

موضوع : وي‍ژگي هاي برتر شعر حافظ شيرين سخن

 

تحصيل عشق ورندي آسان نمود اول                  آخربسوخت جانم در كسب اين فضايل

 

 باطبع نازك وذوق لطيفي كه دارد تپيدن ذل كاينات راحس مي كند.بادصبارامثل خودمسكين وسرگردان مي بيند.آرزوي جوي آب را كه در هوس سرودلجويي است درك مي كند.دلتنگي وشكايت غنچه ي زبان بسته را مي شنود. ناله وفرياد بلبل عاشق پيشه رابه جامي آورد.بي كسي وتنهايي آهوي وحشي رامي فهمدودردوسوز پروانه رادرجان ودل خويش احساس مي كند واين همه شعر راكه درسرتاسر كاينات هست دربياني كه دايم بين حقيقت ومجاز مي لغزدمنعكس مي كند ودرقالب غزلي مي ريزد كه لسان غيب وترجمان اسرار دلهاست.

  خواجه شمس الدين محمدحافظ شيرازي يكي از بزرگترين شاعران نغزگوي ايران وازگويندگان بزرگ جهان است .درشعرهاي خود " حافظ "تخلص نموده است .دراغلب ماخذها نام پدرش را بهاءالدين نوشته اند .

   تذكره نويسان نياكان اورااز كوهپايه ي اصفهان دلنسته اند ونيز نوشته اند كه پدرش بهاءالدين محمد بازرگاني مي كردومادرش اهل كازرون بود.

 ولادت حافظ دراوايل قرن هشتم هجري وحود سال 727 درشيرازاتفاق افتاد. بعد از مرگ بهاءالدين ،پسران او پراكنده شدند ولي شمس الدين محمد كه خردسال بودبامادردر شيراز بماندوروزگار آن دوبه تهيدستي مي گذشت.....

   به تفصيلي كه در تذكره ي ميخانه ،آمده است وي چندگاهي ايام رابين كسب معاش وآموختن سواد مي گذرانيد بعد از آن زندگاني حافظ تغيير كرد .اودر جرگه ي طالبان علم درآمد ومجلس هاي درس عالمان واديبان زمان رادرشيراز درك كردوتتبع وتفحص دركتاب هاي مهم ديني وادبي ازقبيل : كشاف زمخشري ،مطالع الانظار قاضي بيضاوي ،مفتاحالعلوم سكاكي و....پرداخت .

   حافظ دردورشته از از دانش هاي زمان خود يعني علوم شرعي وعلوم ادبي كار مي كرد وچون استاد اوقوام الدين    خودعالم به قراات سبع بود طبعا" حافظ نيز درخدمت اوبه حفظ قرآن با توجه به قرائت هاي چهارده گانه ممارست مي كرد وبه تصريح تذكره نويسان اتخاذ تخلص " حافظ " نيز ازهمين نشات كرده است .وفات حافظ را سال 792 ذكر كرده اند.

در اين جا به اندكي از برجستگي هاي شعرش مي پردازيم.

 

گر چه  در باره ي  حافظ وسخن سحر آميز ش  بار ها وبارها بزرگان ادب وصاحب نظران سخن گفته اند  و مي گويند. ، مسلما"  ان چه باعث برتري سخن حافظ شده است موضوعي نيست كه بتوان آن را در يك مقاله  مورد بررسي قرار داد اما در گوشه وكنار ديوانش با صحنه هاي شگفت هنري روبرو مي شويم كه در همه ديوان خجسته اش با ابتكار،تازگي ومهارت در سخنوري همراه شده است وسخن اورا از ديگر شاعران برجسته ومتمايز مي سازد كه در اين جا به اندكي از اين برجستگي ها اشاره مي نماييم .

 

الف ) ظرافت هنري:  به قول خودش " شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است " مي بينيم كه استاد سخن به خوبي از تصويير پردازي وظرافت هنري خود آگاه بوده است و به گفته ي دكتر معين لطلفت طبع وقريحه حافظ جام زرين را كه جامد است با لعل مذاب كه از عهده ي هيچ كيمياگري بر نمي آيد ، تركيب مي نمايد.

در آن جا كه مي گويد :

از پي تفريح طبع وزيورش حسن طرب                  خوش بود تركيب زرين جام با لعل مذاب

و يا : از لطف مي مشاطه چالاك طبع                درخمير برگ گل خوش مي كند پنهان گلاب

 

 ب) دل نشيني : يكي ديگر از ويژگي هاي خاص كلام او تاثير گذاري ودل نشيني سخنش است

كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد            يك نكته ازين معني گفتيم وهمين باشد

 

پ )تصوير پردازي :  تصاوير سازي هاي بكر و بديع زيادي را در ديوان حافظ شاهد هستيم

شب تاريك وبيم موج وگردابي چنين هايل             كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها

ت) كاربرد به جا ومناسب از صنايع ادبي قصدوي از كاربرد آرايه هاي ادبي فضل نمايي وهنر نمايي نيست بلكه آين آرايه هاي مختلف ومتناسب با سخن او عجين وسرشته شده اند واين كاربد ماهرانه غزل  وي را به اوج مي رساند .كه نمونه هايي از آن ها رادر ابيات زير مشاهده مكنيم :

 

ت) انواع چناس ها از جمله :

-  جناس تام   : بخواه جان ودل از بندگان روان بستان             

                                                         كه حكم بر سر آزادگان روان بازي

-  جناس مركب  : چو دونان در اين خاكدان دني                   

                                                زمهر دونان از چه اي مضطرب ؟

- جناس زائد : مير من خوش مي رمي كاندر سراپا ميرمت

                                                       ترك من خوش مي رمي پيش بالا مي رمت

- جناس لفظي : اي هد هد صبا به سبا مي فرستمت           

                                                    بنگر كه از كجا به كجا مي فرستمت

 

ث )  مراعات نظير:  مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو     يادم از كشته خويش آمدوهنگام درو

 

چ)    تكرير : دست ترا كه يارد شبيه كرد            چون بدره بدره اين دهد وقطره قطره آن

 

ح) طرد وعكس : ذوقي چنان ندارد بي دوست زندگاني    بي دوست زندگاني ذوقي چنان ندارد

 

چ) ترصيع : تاب بنفشه مي دهد طره ي مشك ساي تو  پرده غنچه مي درد خنده ي دل گشاي تو

 

ج)  جمع وتقسيم :

 سال وفال ومال وحال واصل ونسل وتخت وبخت         بادت اندر شهرياري برقرار وبر دوام  

سال خرم،فال نيكو ،مال وافر،حال خوش            اصل ثابت ،نسل باقي ،تخت عالي ،بخت رام

 

د) تلميح  : يارب اين آتش كه در جان من است               سرد كن آن سان كه كردي بر خليل

 

ذ)  مبالغه  :  سيمرغ وهم را نبود قوت عروج                 آن جا كه باز همت او سازد آشيان

 

ر)   آهنگ : حافظ در انتخاب آهنگ كلامش نهايت مهارت را دارد:

شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان                    كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

ز) ايهام : به يقين مي توان گفت كه هيچ شاعري مانند حافظ نتوانسته است از آرايه ي ايهام وظزافت ها ي سخن ايهام گونه به بهترين وجه كمال استفاده را داشته باشد .  يك واژه چندين معنا را به زيبايي وبا تناسب در يك مصرع يا يك بيت شعر در بر مي گيرد واين خود دليلي بر اين نكته است كه هركس حرف دل خود را در شعر وي مي شنود.مثلا در بيت زير رخ مهره ي شطرنج است در مقابل بيدق ( سرباز، پياده ) در صفحه ي شطرنج بازي مي كندو حركت سرباز در برابر رخ  چندان سرنوشت ساز نيست . ( من پياده را حركت مي دهم تا ببينم رخ چه بازي مي كند)   .ودرعين حال رخ دادن وپيش آمدن نيز مورد نظر قرار مي گيرد( تا ببينم چه بازي پيش خواهد آمد .)

حافظ دنيا را به شطرنج تشبيه كرده كه بايد  درآن تلاش كرد تا چه پيش بيايد.واين نكته بيانگر  عرفان پوياي اوست .    

 تا چه بازي رخ نمايد ؟ بيدقي خواهيم راند

                                            عرصه ي شطرنج رندان را مجال شاه نيست

و.....

 

   فضا ومنظر گاهي كه حافظ براي خواننده به وجود مي آورد:  ديوان خوش منظر ش به بوستان گلي مي ماند كه پر از گل وبلبل و مطرب و سرو و چمن است كه معشوق به رنگهاي گوناگون در آن جلوه گري مي كند .

از گل تركيبات گوناگوني در سخنش مي بينيم : گلبانگ ،گل چهر، گل اندام، گلرنگ،گلريز، گل بيز و...

انواع عطريات  : مشك، نافه غاليه، عنبر ، عطر ، گلاب و.....

اسامي گل ها : سوسن، نرگس ، ارغوان، سنبل، لاله ، بنفشه ، نسرين ، سمن، سنبل و....

انواع درختان خوش قدوقامت : صنوبر ، شمشاد ، سرو آزاد ، تاك و....

جلوه هاي گوناگون معشوق با نام ها وصفات و حالات مختلف : دلبر ، دلستان ، دوست ، نوبهار حسن ، گل خندان، شهر آشوب ، آهوي مشكين ، لعبت خجسته خصال ، بت ، دلفروز  ترك، آيت همايون خصال و....

در اين بوستان و گلزار طرب انگيز صداي ني ، چنگ ، رباب ،بربط ، چغانه و... طنين انداز است كه خواننده را در نشئت و  شادي وسرور و تامل غرق مي سازد وگويي به طور محسوسي پيام باد صبا را با گوش جان مي شنود ،سخنوري بلبل را از فيض وجود گل در مي يابد ودرس مقامات معنوي اورا فرا مي گيرد ، پروانه را عاشق راستين مي بيند كه بايد عشق را از او بياموزد وبه تقبيح ريا و سالوس وخود نمايي مي پردازد وبا حافظ هم كلا م مي شود كه :

در ميخانه ببستند خدايا مپسند                             كه در خانه تزوير وريا بگشايند

 

   سخن آخر اين كه قصد ما زمزمه ونوشيدن جرعه اي  بود هرچند ناچيز از درياي بيكران كلام شيرين وگواراي لسان الغيب ، به اميد آن كه بتوانيم  با غوض وتفكر بيش از پيش درهاي باارزشي را بدست بياوريم و اين ذوق و مزه را به ديگران از جمله شاگردانمان بچشانيم.

                                                        به اميد آن روز

                                                  گروه آموزشي ادبيات فارسي منطقه ي كهريزك - رونقي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 8:57  توسط سرگروه ادبیات  | 

گرامی داشت روز حافظ

     روزبزرگ داشت سروش نغز گويان

 

ملك سخن ، حافظ شيرازي ، را گرامي مي داريم

 

 

                                           20 مهرماه 89

                           گروه ادبيات فارسي منطقه ي كهريزك

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 17:42  توسط سرگروه ادبیات  |